شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

نامه عرفانى به آقاى سيد ابراهيم خويى(مقبره‏اى)؛(اسرار عرفانى)

<
>

اسمايى؛ و فنا و محو جملگى در او. و آنكه بدين مقام نايل نگردد، همو است كه خارج از فطرت ربانى و خائن به امانت الهى و سراپا جهل به مقام ربوبيت و سراسر ظلم به حضرت احديت است. و نزد اصحاب قلوب و عرفان و ارباب شهود و عيان، كه مسبوق به سابقه حسنايند، معلوم است كه حصول اين منزلت و وصول به اين مرتبت، ممكن نيست مگر به رياضتهاى عقلانى- پس از طهارت نفس و تزكيه آن و وجهه اراده و سمت و سوى همت را متوجه به معارف الهيه داشتن، در پى تطهير باطن و خالى داشتنش از ما سِوا

پس- اى نفس كه در سراچه خاك مخلد گشته‌اى- از خانه تاريك و دهشتناك طبيعت به درآى! و به سوى اللَّه تعالى- مقام جمع احدى- و رسول او- آن صاحب قلب احدى احمدى- هجرت كن! تا گاهى كه مرگ دريابدت- مرگى كه همانا نيستى تعينات است؛ در آن صورت اجر تو به عهده خداوند است. و در سير الى اللَّه، به پدر روحانى خويش (ابراهيم خليل) تأسى جوى و بگو: وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ‌ ...؛ «1» و اين همان فوز عظيم و جنت ذاتى لقايى است كه [به فرموده رسول اكرم (ص):]

... لا عين رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر. «2»

و- اى نفس!- به دستيابى لذتهاى حيوانى و شهوانى و رياستهاى ظاهرى دنيايى، قانع مباش؛ و خويش را به عبادات و طاعات خرسند مگردان؛ و به حسن صورت و زيبايى خداداد بسنده مكن؛ و به حكمت رسمى و شبهات كلامى خود را راضى مساز؛ و به خوش سخنى ارباب تصوف و عرفان رسمى خشنود مباش؛ و به دعاوى و طامات پر سر و صداى اهل خرقه راه مسپار؛ چرا كه صرف همت در همه اينها و تكيه بر آنها شكست و هلاكت است و [به فرموده ولىّ خدا:]

العلم هو الحجاب الأكبر.

نه؛ بل همت تو در تمامى حركات و سكنات و افكار و انظار و رهپوييها بايد به سوى اللَّه تعالى- آفريننده و پديدآورنده و بازگرداننده‌ات- باشد.

18