شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

نامه عرفانى به آقاى سيد ابراهيم خويى(مقبره‏اى)؛(اسرار عرفانى)

<
>

مستقيم، كه همانا برزخيت كبرا و مقام احديتِ جمع اسماى حُسْناست، راهبر باش؛ و درود فرست بر مبدأ ظهور و غايت، و صورتِ اصل وجود و ماده آنكه هيولاى اولى و برزخيت كبراست؛ آنكه «نزديك شد» و تعيّنات را رها كرد، «سپس فرود آمد» و (فاصله‌اش) به اندازه دو قوسِ وجود و دايره غيب و شهود شد «يا نزديكتر»؛ كه همانا مقام عِماء بلكه «لا مقام» است بر اساس عاليترين رأى:

«عنقا شكار كس نشود، دام بازگير!» «1»

و نيز (درود فرست) بر آل و اهل بيت او كه مفاتيح ظهور و چراغهاى نورند، بل نور بر سر نورند: ف مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً (يهديه اليهم) فَما لَهُ مِنْ نُورٍ «2» بويژه بر خاتم ولايت محمدى و مقبض فيوضات احمدى، كه پس از ظهور پدرانش به عبوديت، خود مظهر ربوبيت خواهد شد؛ و «براستى عبوديت، گوهرى است كه كُنه آن، ربوبيّت است». «3» امام آنكه خليفه حق در ملك و ملكوت، و وجودش گنجينه اسماى خداى حىّ لا يموت است؛ امام غايب و منتظَر، و ثمره و وليده اولياى گذشته كه جانهاى ما فداى او باد! و بار خدايا! بر دشمنان او كه راهزنان طريق هدايت و راهبران امت بر راههاى هلاكت و گمراهى‌اند، لعنت فرست‌

و بعد، در حقيقت، انسان ميان ساير موجودات به لطيفه ربانى و نفخه روحى الهى و فطرت سليم روحانى ممتاز است؛ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها؛ «4» و اين لطيفه ربانى، به تعبيرى ديگر، همان «امانت» است كه خداوند متعال بدين گونه به آن اشارت فرموده: إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‌ ... «5» الخ و اين فطرت، همان فطرت توحيدى در مقامات سه‌گانه است: واگذاشتن تعينات و بازگرداندن همه چيز به او؛ اسقاط اضافات- حتى اضافات‌

17