شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

نامه عرفانى مكتوب عرفانى به آقاى ميرزا جواد همدانى(حجت)

<
>

هنگامى كه پنهانى و نهانى چون هويدا

يارى‌مان كن و پناهمان ده از شرّ وسوسه شيطان، آن راهزن طريق انسانى و راهبر دوستان خويش به دره‌هاى ژرف طبيعت ظلمانى، ما را به راه راست هدايت فرما كه برزخيت كبرى‌ و مقام جمع اسماى حسناست. «1»

خدايا؛ درود بى‌پايان فرست بر مبدأ و غايت ظهور و صورت و ماده اصل نور (كه هيولاى اولى است) و هم او برزخ كبراست چنانچه [دَنى‌] نزديك شد پس تعينات را رها كرد [فَتَدلّى‌] و خراميد [فكانَ قابَ قَوسَيْنِ‌] پس در جايگاه يك كمان كامل با دو قوس وجود و تكميل دايره غيب و شهود قرار گرفت [أو أدْنى‌] يا نزديكتر از آنكه همان مقام عماء است، بلكه در آن جايگاه هيچ مقامى نيست- بنا بر اصح نظريات- (عنقا شكار كس نشود دام بازگير). «2»

و خدايا؛ درود فرست بر آل او كه ظهور الهى را گشايشگر و نور الهى را نمايانگرند بلكه نورٌ على‌ نور هم ايشانند، ريشه و شاخه درخت مباركه زيتون و سدرة المنتهى‌ [درختى در بالاترين مكان بهشت‌] هم اوست «3» و هم او جنس و فصل كوْن جامع و حقيقت كليه است. «4»

مخصوصاً درود بر آن كسى كه ولايت محمديه را به نهايت رسانده، فيضهاى احمدى را پذيرفته (قبض كرده)، با وصف ربوبيت الهى پديدار شود چنانچه پدرانش با عبوديت آشكار شدند، چرا كه عبوديت حقيقتى است كه كُنه آن ربوبيت است. آنكه خدا را در مُلك و ملكوت جانشين و ائمه كجاوه جبروت را پيشوا، احديت اسماء الهى را

8