شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

نامه عرفانى مكتوب عرفانى به آقاى ميرزا جواد همدانى(حجت)

<
>

مى‌سپارى، هنوز از ديار نفس خارج نشده و به سفر نپرداخته‌اى، در حالى كه مى‌دانى كه مسافرى غريبى‌

و اين وصيتى است به نفْس سنگدل تاريك بيكاره خويش و وصيتى است به دوست موفقم صاحب خِردى با بينشى درخشان در علوم ظاهرى و باطنى و نظرى دقيق در معارف الهى، دانشمند خردمندِ نكته سنج روحانى «آقا ميرزا جواد همدانى» كه خداوندش به نهايت آمال برساند

من، به جان دوست قسم با آنكه از اهل علم و طلاب آن نيستم، از مهمات اصول فلسفه متعاليه الهى هر آنچه نزد خويش داشتم و بعضى از آنچه از اساتيد بزرگوار- خداوند سايه ايشان را مستدام گرداند- و كتب ارباب معرفت و صاحبدلان- رضوان اللَّه عليهم- فرا گرفته بودم بر وى عرضه كردم، و او به حمد خداوند متعال به مرتبه علم و عرفان رسيده، مسلك عقل و ايمان را پيمود، در حالى كه خود نيز- سلّمه اللَّه- داراى قريحه و سرّى لطيف و قلبى پاك و طينت سليم و فكرى نيكوست كه لباس علم و راستى بر تن كرده، و توكل همه بر خداست در مبدأ و معاد

و اكيداً وصيت مى‌كنم او را به آنچه اعاظم حكمت و اساتيد بزرگوار اهل معرفت، ما را به آن وصيت كرده‌اند كه نسبت به عرضه اسرار اين معارف بر غير اهلش- منكران و بى‌تدبيران و آنان كه از راه حق و انصاف گم گشته‌اند- كاملًا بخل بورزد، كه آن كوته‌نظران، ذوقى تار و عقلى كدر دارند و علم و حكمت جز جهالت و گمراهى بر ايشان نيفزايد و معارف حقه جز زيان و حيرت نياندوزد كه خداوند عالى مرتبه فرموده: وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ ... وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً «1» ما از قرآن آنچه را رحمت و شفاى مؤمنين است فرو فرستاديم و بر ستمگران جز زيان نيفزايد

بپرهيز و بر حذر باش- اى برادر روحانى و دوست عقلانى- از اين اشباح مدعى تمدن و تجدد كه آنان ستورى رميده و گرگهايى درنده و شياطينى انسان نما هستند كه از حيوان‌

11