شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

پاسخ امام موسی صدر به پرسش‌های دانشجویان

<
>

داده است. حق طلاق برای زن فقط به‌طور استثنا و در قالب واگذاری حق به او ممکن است.

تذکر استاد محمد غزالی: حق طلاق برای زن كه خلع نامیده می‌شود، در مقابل پرداخت مالی به شوهر است. در کتاب‌های اهل سنت این داستان نقل شده است که زنی از صحابه به نام خوله برای شکایت نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: شوهرش را دوست ندارد و نمی‌تواند با او زندگی کند. پیامبر پرسیدند: آیا نقصی در دین او یافته‌ای؟ گفت: هیچ نقص در دین او نیافته‌ام، ولی از کافر شدن پس از اسلام آوردن بیزارم. آن زن دوست نداشت در زندگی با آن مرد، دچار نفاق و دورویی باشد، زیرا از او بیزار بود. پیامبر به او فرمود: باغی را که برای مهریه به تو پرداخته است، به او بازگردان. او گفت: آن باغ را به او بازمی‌گردانم. پیامبر نیز حکم به طلاق او کرد. این روایت در بخاری نیز آمده است. اجرای طلاق خلع در این موارد لازم است و به حکم قاضی صورت می‌گیرد. البته، علما اختلاف دارند. شافعی بر این عقیده است که خلع، فسخ عقد است و نظر برخی از فقها این است که باید طلاق جاری شود تا زن به معاشرت به کسی که از او بیزار است، مجبور نباشد. فقه اسلامی محدود به مذهب معینی نیست. فقه اسلامی رهاست و می‌توان با وجود اختلاف مجتهدان چیزی در آن یافت که موجب اصلاح مشکلات و چالش‌ها در هر جامعه‌ای باشد. از این رو، وقتی روابط زناشویی تیره شود و اصلاح آن ناممکن باشد، همان‌گونه که مرد می‌تواند زن را طلاق دهد، زن نیز می‌تواند خواستار ترک خانه و طلاق شود و قاضی حکم طلاق او را بدهد. البته، بر اساس آنکه مهریه‌ای را که گرفته بازگرداند و‌گرنه مسئله عبث می‌شود، یعنی مرد امروز مهریه را می‌پردازد و فردا زن می‌گوید از زندگی با او بیزارم و از این راه مهریه را

173