شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

پاسخ امام موسی صدر به نقد و نظر اساتید

<
>

مربوط به حاکم است و جز در موارد مشابه اجرا نمی‌شود، و، چه‌بسا، در موارد دیگر به‌گونه‌ای دیگر عمل کنیم. نوع سوم، کارهای عادی است که در آن بحثی نداریم. بنابراین، پیامبر(ص) در شهر کوچکی مثل مدینه تک‌تک نیازمندان را می‌شناخت و با دست خود به آنان کمک می‌کرد. اما اوضاع امروز متفاوت است، کوچک‌ترین شهرها ده‌ها هزار نفر جمعیت دارد و نیازمندان ناشناخته‌اند، و، چه‌بسا، غیر نیازمندان هم برای گرفتن زکات فریب‌کاری می‌کنند. اینجاست که نوعی هرج‌ومرج پدید می‌آید و کار دشوار می‌شود و می‌توان در کنار شیوه‌ای که پیامبر(ص) برای دادن زکات داشت، شیوۀ دیگری اجرا کرد. من با آنچه استاد غزالی در این بخش گفتند، موافقم. ایشان چشمه‌ای است که از آن بهره می‌گیریم و امیدواریم بتوانیم افکارمان را در پرتو ایمان این مجاهد بزرگ صیقل دهیم.

(124)مـن متأسفانه بسیـاری از سخنان استـاد احمد را نشنیـدم. تنها بخشی از آن را شنیدم که موجب شگفتی من شد. ایشان مثلاً دربارۀ آیۀ «فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء» گفتند: این آیه صریح و آشکار است، زیرا در آن امر وجود دارد. جناب استاد، در علم اصول می‌گویند که امر در جایی که مخاطب توهم [خلاف آن را] داشته باشد یا در مواردی دیگر، معنای امر و فرمان ندارد. از این رو، هیچ‌کس نگفته است چندهمسری واجب است. صراحت آیه از امر بودن «فانكحوا» مستفیذ نمی‌شود. همان‌طور كه گفتید این آیه آشکارا بیانگر تعدد است، ولی مشکل ما دربارۀ شرط آن است. آیا این شرط است یا بیان‌کنندۀ مشکل و راه‌حل آن؟ با بررسی برخی از موارد درمی‌یابیم که ازدواج مجدد گاه ضروری است، مانند مواردی که ایشان دربارۀ مادرشان ـ رحمةالله علیها ـ گفتند. مادربزرگ من نیز به پدربزرگم اجازه داد دوباره ازدواج کند و این امری است که میان مسلمانان و زنان

111