شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

پاسخ امام موسی صدر به نقد و نظر اساتید

<
>

حدیثی از پیامبر(ص) آوردند که شما به امور دنیایتان داناترید.» من فکر می‌کنم اگر ما به فرمان پیامبر امور دنیای خود را بر عهده بگیریم، که در حقیقت به‌طور غیرمستقیم به خط غیبی و خط ایمانی پایبند شده‌ایم، یعنی به‌طور غیرمستقیم از اطاعت فرمان پیامبر خارج نشده‌ایم، و‌گرنه به نظر من وضع قانون برای ساختن پل یا بیمارستان یا حتی برای ساختن مسجد اگر پایه و اساس غیبی نداشته باشد، قانون و حکمی است برخلاف آنچه خداوند نازل کرده است. باید با حوصله از رهگذر پنج یا شش واسطه حکم خود را به یک چارچوب اسلامی و به یک چارچوب عام غیبی مستند كنیم. وقتی پیامبر(ص) می‌گوید: شما به امور دنیایتان داناترید و از این راه تدبیر و برنامه‌ریزی برای امور دنیا را به ما واگذار می‌کند، امور ما مستند به حکم نبوی می‌شود. من نیز موافقم که با وجود نص جای اجتهاد نیست و اگر نص داشته باشیم، نمی‌توان اجتهاد را پذیرفت. ولی بحث در فهم نص است.

(119)بـرای مثـال در آیـۀ مورد بحث: «وَإِنْ خِفْتُمْ ألّا تُقْسِطُواْ فِی الْیتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء،» استاد غزالی این آیه را با آیۀ زیر مقایسه کرده‌اند: «وَلَا تُكْرِهُوا فَتَیاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا.»«36» مقام ایشان بالاتر از آن است که فراموش کرده باشند که در علم اصول گفته‌اند شرط‌هایی وجود دارد که موضوع را برای حکم فراهم می‌کند، مثلاً در «إِنْ رَزَقْتَ وَلَداً فَأختنهُ» (اگر خدا به تو پسری داد او را ختنه کن)، مفهوم شرط وجود ندارد. یعنی اگر خدا به من پسری ندهد، موضوعی برای ختنه وجود ندارد تا کسی بگوید ختنه کن یا ختنه نکن. یا در مثال «اِنْ جَاءَ الأَمیرُ فَأکْرِمهُ» (اگر امیر آمد او را گرامی دار)، اگر امیر نیاید

107