شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

نقد و نظر استاد احمد حمانی

<
>

دانشمندان ژرف‌نگر از زمان صحابه تا کنون غیر از این بوده است.

(101)ابوداود نقل کرده است که عروةبن‌زبیر از عایشه(رض) دربارۀ آیۀ «وَإِنْ خِفْتُمْ الا تُقْسِطُواْ فِی الْیتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء» پرسید. عایشه گفت: ای خواهرزاده، منظور این آیه دختر یتیمی است که تحت سرپرستی ولی خود قرار دارد و در دارایی او شریک است. پس آن مرد شیفتۀ دارایی و زیبایی آن دختر یتیم می‌شود و درصدد ازدواج با او برمی‌آید بدون آنکه در مهریۀ او به عدالت رفتار کند و به آن دختر مهریه‌ای را بپردازد که به غیر او می‌پردازد. آیۀ شریفه مسلمانان را از ازدواج با دختران یتیم نهی می‌کند، مگر آنکه با آنان به عدالت رفتار کنند و بالاترین مهریه‌ای که درخور آنان است، بپردازند و در خصوص دیگر زنان به آنان فرمان داده شده که هرچه از آنان که پسندشان افتاده است، به زنی گیرند.

ربیعه نیز دربارۀ آیۀ «وَإِنْ خِفْتُمْ الا تُقْسِطُواْ فِی الْیتَامَى» گفته است: منظور این است که اگر بیمناک بودید، آنان را رها کنید و برای شما [دیگر زنان] را حلال گردانیدم.

(102)عایشه از آیه چنین فهمیده است که به مردان فرمان داده شده است با غیر از دختران یتیم ازدواج کنند و ربیعه، استاد مالک‌بن‌انس، نیز چنین فهمیده است که خداوند در این آیه آشکارا ازدواج با زنان را دو دو یا سه سه یا چهار چهار حلال کرده است. استناد پیامبر و اصحاب به آیه و عمل آنان به مفاد آن نشان‌دهندۀ صریح بودن آن است و این امری است که از زمان صحابه تا کنون مورد اجماع بوده است. برخی پنداشته‌اند که آیۀ نخست، عدالت را شرط چندهمسری دانسته و آیۀ دوم توانایی اجرای این عدالت را نفی کرده است و از جمع میان این دو آیه ممنوعیت چندهمسری را نتیجه گرفته‌اند. این سخنی کفرآمیز است و از کسانی صادر می‌شود که

94