شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

نقد و نظر استاد احمد حمانی

<
>

در آیه، عام است و هم رفتارها و تکالیف زناشویی در زمینۀ خوراک و پوشاک و مسکن و مانند آن را در برمی‌گیرد و هم عواطف و امیال را. مراعات عدالت در دستۀ اول در اختیار انسان و امری امکان‌پذیر است، ولی عدالت در دستۀ دوم در اختیار دگرگون‌کنندۀ قلب‌هاست و انسان هیچ نقش و اختیاری در آن ندارد. برخی پنداشته‌اند آیۀ «فَإِنْ خِفْتُمْ ألّا تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةٍ» چندهمسری را عملاً حرام کرده است، هرچند عبارت آشکارا بیانگر حلال‌ بودن آن است، زیرا اجرای عدالت دربارۀ عواطف و امیال امری محال است. از این رو، خداوند فرموده است: «وَلَن تَسْتَطِیعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَینَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِیلُواْ كُلَّ الْمَیلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَة.»«32»

(100)چقدر تعابیر قرآنی زیبـا و كنایه‌هایش مؤدبـانه است. «فَتَذَروها كالمُعَلَّقَة» سرگشته و بلاتکلیف، یعنی نه همسر است تا از حقوق و بهره‌های زناشویی برخوردار باشد و نه مطلّقه است تا بتواند آزادانه شوهری دیگر انتخاب کند. بنابراین، دربارۀ مباح ‌بودن چندهمسری، نصّ شفاف و صریح قرآنی وجود دارد و سنت نیز از نظر قولی و عملی و تقریری آن را تأیید می‌کند. پیامبر(ص) به کسانی که مسلمان شده بودند و بیش از چهار همسر داشتند، فرمان داد که چهار نفر از آنان را نگه دارند و از بقیه جدا شوند. جناب امام صدر می‌گویند که آیه فقط بر ممنوعیت بیش از چهار همسر دلالت دارد و قرآن دربارۀ حکم چندهمسری به‌طور مطلق ساکت است و در سنت نیز روایتی دربارۀ جواز چندهمسری به‌طور مطلق وجود ندارد. بنابراین، نمی‌توان از میان دلایل موجود، یک حکم مطلق و کلی استنباط کرد. این سخن امام به معنای نفی وجود نص از قرآن و سنت برای چندهمسری است. در حالی که چنین چیزی پذیرفتنی نیست و فهم

93