شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

نقد و نظر دكتر محمد غزالی

<
>

خارج وارد می‌کنند و در چنین اوضاع و احوالی، وقتی ما قانون ممنوعیت چندهمسری را وارد می‌کنیم، به‌روشنی به معنای آن است که ما حرام را حلال می‌کنیم و حلال را حرام، و این پیامد همان چیزی است که گمان می‌کنم امام صدر به آن اشاره کردند.

(89)نکتۀ دیگری که می‌خواهم به آن توجه شود، مسئلۀ ارتباط میان شرط و جزاست. این بحثی رهزن و كژتاب است و من از استادمان مرحوم شیخ محمد المدنی سخنی را شنیده‌ام که همان سخن امام صدر است. هر دو بر یک نکته تأکید دارند و این نظر اجتهادی خاص آنان است و ربطی به نظر مکتب شیعه یا اهل سنت ندارد. من می‌خواهم بگویم رابطۀ میان شرط و جواب، بر خلاف آنچه تصور می‌شود، مطلق نیست. چند مثال می‌زنم تا حقیقت روشن شود. خداوند فرموده است: «وَإِن كُنتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُواْ كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ»«28» چه کسی از شیعه یا اهل سنت قایل شده است که عقد رهن جایز نیست، مگر اینکه فرد در سفر باشد و نویسنده‌ای وجود نداشته باشد؟ هیچ‌کس چنین چیزی نگفته است. عقد رهن نه تنها جایز است بلکه در میان مسلمانان به آن عمل می‌شود، بدون آنکه به شرط موجود در آیه یعنی «اگر در سفر بودید و نویسنده‌ای نیافتید» توجه کنند.

(90)آیـۀ دیگـر «وَلَا تُكْرِهُوا فَتَیاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا.»«29» چــه کسی گفته است بنا‌بر این شرط، اگر کنیزان خواستار پاک‌دامنی نبودند، می‌توان برای آنان مراكز فحشا باز کرد؟ هیچ‌کس قایل به چنین چیزی نشده است. شرط‌های بسیاری وجود دارد که اصلاً شرط نیستند. بیان این آیه مانند آن است که به کسی که شیفتۀ شراب است، بگوییم: ای

85