شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

نقد و نظر دكتر عمر فروخ

<
>

بسم‌الله الرحمن‌ الرحیم

(79)سلام علیکم. من می‌خواهم دربارۀ این مقالۀ ارزشمند دو نکتـه را توضیح دهم: یک نکتۀ عام و یک نکتۀ خاص.

1. تشریع و قانون‌گذاری در اسلام در برخی از ابعاد آن مبتنی بر پایه‌های اخلاقی در چارچوب زندگی انسان است و از همین روست که جایگاه معاملات در اسلام به عبادات نزدیک است. تشریع در همۀ جوانب زندگی از‌جمله اقتصادی و اجتماعی و سیاسی وجود دارد و مثلاً قانون انتخابات جدای از دین نیست. انسان همان‌گونه كه در قبال كوتاهی در عبادت مسئول است، برای تقلب عمدی و بی‌توجهی به همسر و فرزندان و مانند آن و در قبال کوتاهی در کارهای اداری و دولتی نیز که بر عهدۀ اوست، در پیشگاه خداوند مسئول است. بنابراین، قانون‌گذار در اسلام یا به تعبیر درست‌تر مفسّرِ شریعت باید به این نکته توجه داشته باشد که نخستین هدف از تشریع، فراهم آوردن منفعت حقیقی برای همۀ مردم است، نه نزاع میانِ فردی که مجری قانون است با جماعتی که قانون در حق آنان اجرا می‌شود.

(80)2.نکتۀ خاصی که می‌خواستم دربارۀ آن صحبت کنم بحث رباست. ربا در اسلام قطعاً حرام است و، به‌هیچ‌وجه، نمی‌توان هیچ شکلی از آن را توجیه کرد. ربا زیان‌های بسیاری در جامعه به بار می‌آورد و نشانۀ نبود توازن اقتصادی در جامعه است. جامعه‌ای که ربا بر آن حاکم است، جامعه‌ای ناسالم است. اسلام با حرام‌ کردن ربا این مبنا را پایه‌گذاری کرده است که زمان، قیمت و مابه‌ازای پولی ندارد و کسی که با سرمایه‌اش کار نمی‌کند و، در نتیجه، خطری نیز آن را تهدید نمی‌‌کند، نباید مالش رشد کند. رباخوار منتظر گذشت زمان است تا از بدهکار سود دریافت کند و، در نهایت، همۀ بدهی را نیز پس بگیرد.

76