شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

روح تشریع در اسلام

<
>

این‌ها در استنباط‌ مجتهد دخیل‌ است.

اجتهاد‌ به‌ معنای‌ پویایی‌ و تحول‌ و عطف‌ نظر به‌ جهان‌ واقع‌ در چارچوب‌ غیب‌گرایی‌ و مطلق‌ بودن‌ و الهی ‌‌بودن‌ حُكم‌ است. مطلق ‌‌بودن‌ و غیب‌گرا بودن‌، تحول‌پذیری‌ و سازگاری‌ حُكم‌ با نیازهای‌ انسان‌ را منتفی‌ نمی‌كند، همچنان‌كه‌ تحول‌پذیری‌ و توجه‌ به‌ نیازها از قداست‌ و غیب‌مآبیِ حكم‌ نمی‌كاهد.

(17)امـا قانون‌گذاری‌ به‌ مفهوم‌ بـررسی‌ موضوع‌ و ابعاد و شرایط پیرامونی‌ آن‌ و صدور حكمی‌ ناظر به‌ منفعتی‌ عام‌ یا خاص‌ است.

بر این‌ پایه، قانون‌گذاری‌ به‌ پاره‌ای‌ از فهم‌ قانون‌گذار از منافع‌ موجود در موضوع‌ مستند است. قانون‌گذاری‌ عطف‌ نظر به‌ جهان‌ خاكی‌ است، حال‌ آنكه‌ اجتهاد توجه‌ به‌ جهان‌ عُلوی‌ است. وجه‌ مشترك‌ این‌ دو، مدخلیت ‌داشتن‌ بخشی‌ از ذاتِ‌ مجتهد و قانون‌گذار و فهم‌ و استنباط‌ هر یك‌ از آنان‌ است.

3. تحول‌ در شریعت‌

(18)اسلام‌ در شریعت خود اصولی‌ را وضع‌ كرده‌ است‌ كه‌ بر اساس‌ آن‌ انسان‌ می‌تواند بنا به‌ اقتضائات‌ زمان‌ و مكان‌ و جز آن، در حُكم‌ شرعی‌ تحول‌ به‌ وجود آورد، بی‌آنكه‌ حكم‌ از قداست‌ و غیبیت‌ خود تهی‌ شود.

زمینه‌های‌ این‌ تحول‌ بر چند گونه‌ است:

گونۀ نخست‌. این‌ قسم‌ ناظر به‌ آن‌ بخش‌ از موضوعاتِ‌ احكام‌ و اجزا و شرایط‌ آن‌ است‌ كه‌ در اوضاع‌ و احوال‌ گوناگون‌ به‌ لحاظ‌ مدلول‌ تحول‌پذیر است، مانند موضوع‌ حكم‌ چندهمسری‌ در قرآن: «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیتَامَى.»«6» این‌ شرط‌ در اوضاع‌ گوناگون‌ اجتماعی، همچون‌ شرایط‌

28