شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

روح تشریع در اسلام

<
>

الْقُلُوبُ.»«5»

(14)قدر مسلم‌ اینكه‌ این‌ حسِّ‌ همراهی‌ باید در زندگی‌ روزمره‌ تقویت‌ شود. عبادات‌ در اسلام، با توجه‌ به‌ توقیفی بودن و تحول‌ناپذیری‌ آن، در ایجاد این‌ همزیستی‌ و همراهی‌ تأثیری‌ انكارناپذیر دارد و موجبات‌ دوام‌ و دامنه‌دار شدن‌ آن‌ را نیز فراهم‌ می‌آورد. در همۀ احكام‌ شرعی، حتی‌ معاملات‌ و كارهای‌ عادی، امكان‌ قصد قربت‌، مسلّم‌ دانسته‌ شده‌ و آن‌گونه‌ كه‌ در وصایای‌ پیامبر اكرم(‌ص)‌ آمده‌، بهتر نیز قلمداد شده‌ است. این‌ امر بر لزوم‌ استنادِ‌ احكام‌ به‌ غیب‌ دلالت‌ دارد، زیرا قُربت‌ بدون‌ غیب‌ امكان‌پذیر نیست. از سوی‌ دیگر، احكام‌ با همزیستی‌ مورد نظر در تعامل‌ خواهد بود، هرچند در چارچوبی‌ كلی‌ باشد. در آن‌ صورت،‌ انسان‌ احساس‌ خواهد كرد اگر موضعی‌ اتخاذ می‌كند، مستقیم‌ یا غیرمستقیم، ایمان‌ خود را به‌ خدا و تسلیم‌ خویشتن‌ را به‌ امر و نهی‌ او به‌ جا می‌آورد.

(15)غیب‌باوری‌ و پیامدهای‌ آن، در عمل، با تحول‌ و توجه‌ تـام‌ و تمام‌ به‌ ضرورت‌های‌ دگرگون‌شوندۀ اجتماعی‌ منافات‌ ندارد. به‌ عبارت‌ دیگر، عرشی‌ ‌بودن‌ حُكم، با فرشی ‌بودن‌ عمل‌ در هنگام‌ نیاز انسان، تناقض‌ ندارد.

اینجاست‌ كه‌ مفهوم‌ اجتهاد در شریعت‌ و تفاوت‌ آن‌ با قانون‌گذاری‌های‌ متعارف‌ در نهادهای‌ قانون‌گذاری‌ روشن‌ می‌شود.

(16)اجتهاد در اصطلاح، بذل‌ نهایت‌ كوشش‌ در راه‌ استنباط‌ حكم شرعی‌ از منابع‌ آن‌ است و این‌ بدان‌معناست‌ كه‌ مجتهد منتهای‌ تلاش‌ خود را در وارسی‌ منابع‌ و متون‌ به‌ كار بندد تا به‌ كشف‌ و شناخت‌ حكم‌ قضیه‌ای‌ برسد كه‌ مورد نیاز اوست. او افزون‌ بر حكم‌ دینی، دریافت‌ خود و استنباط‌ خود را كه‌ برآمده‌ از تجربه‌ و ممارست‌ و ملكۀ ذاتی‌ اوست‌، دخالت‌ می‌دهد و همۀ‌

27