شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

از دریچۀ عاشورا

<
>

خلاصه کرد: «ألا تَرَونَ الحَقَّ لایُعمَلُ بِهِ وَ الباطِلَ لایُتَناهَی عَنهُ، لِیرغَبَ المُؤمِنُ فِی لِقاءِ اللّهِ.» (آیا نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل پرهیز نمی‌شود؟ جا دارد مؤمن دیدار خدا را آرزو کند.)

(232)وقتی به حق عمل نمی‌شـود و باطل در بین مردم رواج دارد و مردم از آن رو نمی‌گردانند، جا دارد مؤمن آرزوی ملاقات خدا (مرگ) کند. نه اینکه خود را بکشد، بلکه از حق دفاع کند، هرچند به رنج‌هایی، مانند آنچه مردم ما امروز با آن‌ها سر و کار دارند، مبتلا شود. هرچند به همان رنج‌های مردم شیاح و کرک و حارة الغوارنه گرفتار شود. بر سر مردم ما در این مناطق بمب‌ها و موشک‌هایی ریخته می‌شود که از اموال و مالیاتی که از خود آنان گرفته‌اند، تهیه شده‌ است. این اموال از درآمد ما و از زندگی ما گرفته شد تا به دستان جنایتکار سپرده شود و در شب‌های سیاهی که کشور و شهروندان نیازمند امنیت بودند، این موشک‌ها بر ضد ما و مردم بی‌گناه و بی‌دفاع غیرنظامی به کار گرفته شد.

(233)این راه حسین(ع) است و وقتی ما عاشورا را گرامـی مـی‌داریم، می‌خواهیم به آنان، از بالادستان تا قصرنشینان و کسانی که در دفترهای خود نقشه می‌کشند و توطئه می‌کنند، بگوییم: میراث و تاریخ ما را مشاهده کنید. زندگی و تاریخ ما آمادۀ تحمل چنین سختی‌ها و دشواری‌هایی است. ما با این رنج‌ها و عذاب‌هایی که به ما می‌دهید، بیگانه نیستیم. اگر شما مردم بی‌پناه و غیرنظامی را می‌کُشید، اگر زنان را عذاب می‌دهید، اگر کسانی را که می‌ربایید، شکنجه می‌کنید، اگر دست اسیران را، بر خلاف همۀ آداب و قواعد انسانی، در جهان قطع می‌کنید، اگر مناطق غیرنظامی را بمباران می‌کنید، این‌ها برای میراث و تاریخ ما ناآشنا و بیگانه نیست. ما 1300 سال پیش نیز در اثر مصیبتی که بر سرور جوانان بهشت وارد شده است، چنین آزارهایی دیده‌ایم و بلکه دچار رنج‌های شدیدتری هم شده‌ایم.

140