شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

از دریچۀ عاشورا

<
>

مأموران عثمانی آمدند، جمعیت پراکنده شود و عزاداران حضور خود را دیداری عادی وانمود کنند. همۀ این کارها برای آن بود که این مناسبت در میان آنان زنده بماند. خداوند به آنان به سبب خدمتی که به دین و به ما کرده‌اند، پاداش نیک دهد. ولی جای این سؤال باقی است که چرا آنان این مناسبت را بزرگ و گرامی می‌داشته‌اند؟ چرا برای احیای آن و حفظ پویایی و اثربخشی آن تلاش کرده‌اند تا به دست ما برسد؟ آیا فقط برای اینکه ما گریه کنیم؟ نه، هرگز. گریه کردن تنها یکی از عوامل بقای این مناسبت است که آن را پر رونق و پرشور کرده و اثری عمیق در دل‌ها به جا گذاشته است.

(230)ما در تاریخ خود در لبنان، هیچ‌گاه مانند امسال این مناسبت را به‌طور شایسته گرامی نداشته‌ایم. امسال می‌توانیم بفهمیم چرا نیاکانمان این روز را بزرگ می‌داشته‌اند؟ و چرا از آن پاسداری کرده و در راه آن مرده‌اند؟ آیا برای بزرگداشت شهیدان بوده است؟ شهیدان که در نزد خداوند بزرگ و ارجمندند؛ یا برای تعصب‌ورزی و فتنه‌انگیزی و تفرقه‌افکنی؟ نه، هرگز. این امور از پیشوایان ما، که پیشگام مبارزه برای حفظ این امت بوده‌اند، بعید است. آنان این مناسبت را حفظ کرده‌اند تا به فرزندان خود و، به‌ویژه ما در لبنان، بفهمانند که راه حق هموار و خالی از دشواری نیست، بلکه پر از خار و تیغ است و در آن کشته شدن و رنج کشیدن و متهم شدن و اسیر شدن و گرسنگی و تشنگی و انواع سختی‌های دیگر وجود دارد.

(231)ذکر گوشـه‌ای از رنـج‌هـا و دردهـای امـام حسین(ع) و سـرور شهیدان و پسر دختر رسول‌خدا را شنیدید. چرا امام خود را به این رنج و مصیبت گرفتار کرد؟ می‌توانست در خانۀ خود محترم و ارجمند بنشیند. می‌توانست هر آنچه از لذت و بهره‌های دنیا می‌خواست، برای خود فراهم کند. ولی از این کار خودداری کرد و همۀ قیام خود را تنها در دو جمله

139