شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

عطای حسینی در واقعۀ کربلا

<
>

است؛ وضع لباس پوشیدنمان مثل قبل است؛ زندگی عادی ما ادامه دارد... نباید این‌طور باشد، وقتی نوبت ما برسد چه می‌‌کنیم؟ معنای فرار کردن از جدیت و واقعیت این است. عده‌‌ای از ما نمی‌‌خواهند با حقیقت و عمق این جنگ روبه‌رو شوند. می‌‌خواهند روی چشم خود را بپوشانند تا چیزی نبینند.

(220)ما باید با همۀ امکانات مادی و معنوی خود مقاومـت را یاری دهیم، ولی این، همۀ وظیفۀ ما نیست، بخشی از وظایف ماست. پس از آن نوبت ما می‌‌رسد. ما نیز باید آماده باشیم. هر یک از ما، از من گرفته تا دیگران، از کوچک و بزرگ و زن و مرد، باید آماده شویم. باید با اسلحه، با ایمان و با هوشیاری کامل از آنچه در اطراف ما می‌‌گذرد، خود را آماده کنیم تا غافلگیر نشویم و فریب سخنان این و آن را نخوریم. باید نسبت به سرنوشت خود و نبرد خود هوشیار و از آن آگاه باشیم و آماده شویم. باید به همۀ نیروهایی که در حال تلاش و فعالیت هستند کمک کنیم. ولی همۀ این کمک‌‌هایی که به رزمندگان و مرزبانان می‌‌کنیم به معنای آن نیست که ما وظیفۀ دیگری نداریم. به کجا می‌‌رویم؟ مسائل را پیچ و تاب می‌‌دهیم تا بگوییم ما مسئول نیستیم، نه، این‌طور نیست.

(221)من از زبان امام حسین(ع) به شما می‌‌گویم: شما مستقیماً مسئول هستید، یعنی بر خود شما واجب است که تلاش کنید و برای به دست گرفتن اسلحه آماده شوید. من، سید موسی، نیز وظیفه دارم برای به دست گرفتن سلاح در این میدان آماده شوم. به کجا می‌‌رویم؟ آیا باید مسائل را پیچ و تاب دهیم و بگوییم ان‌شاءاللّه چیزی نیست. ان‌شاء‌اللّه چیزی نیست. ان‌شاء‌اللّه مسئولان برنامه‌‌ریزی می‌‌کنند... الان ارتش و چریک‌ها فعالیت می‌کنند. بله، آنان فعال‌اند ولی تو چطور؟ هر سال می‌‌گوییم [امسال] شروع می‌‌کنیم.

(222)برادران، از شما نمی‌‌خواهم که به یکباره از این طرف به آن طرف

134