شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

عطای حسینی در واقعۀ کربلا

<
>

دهیم؛ اگر گریه کنیم، ولی به دشمنان کمک کنیم و به اختلاف و تفرقه در جامعۀ خود دامن زنیم؛ اگر گریه کنیم، ولی گناهمان بیشتر شود، در این صورت ما گریه می‌‌کنیم، ولی در عین حال حسین را نیز می‌‌کشیم، زیرا تلاش می‌‌کنیم هدف حسین را از بین ببریم که گرانبهاتر از خود اوست. ان‌شاء‌اللّه ما از این دسته نیستیم.

(217)آیا ما از دستۀ عبیداللّه‌بن‌ حر‌ جعفی هستیم؟ فکر می‌‌کنم عده‌‌ای از مردم از دستۀ عبیداللّه‌بن ‌حر جعفی هستند. بسیاری از ما جزو این دسته‌‌ایم. در میدان جنگ، جنگ حسینی که جنگی است از ازل تا ابد و امام حسین(ع) تنها یکی از فرماندهان این میدان است، در این میدان ما ایستاده‌‌ایم و البته برای حسین گریه می‌‌کنیم، ولی همت و جدیت نداریم. ما طبیعتاً افرادی سازشکار و اهل تعارف هستیم و صلابت و قاطعیت نداریم. با فاسد و فاسق و منحرف برخورد تعارف‌‌آمیز می‌‌کنیم و به کمک مالی به جبهۀ حق بسنده می‌‌کنیم. من روشن‌‌ترین مصادیق را می‌‌گویم و به ترتیب پیش می‌‌آییم. در برابر ما مشکل فلسطین است. دشمن صهیونیستی خطری برای همه است و هیچ‌یک از ما تردید ندارد که این خطر هم‌اکنون وجود دارد و ما و فرزندانمان را تهدید می‌‌کند. به نظر من هیچ انسان عاقلی تردید ندارد که صهیونیسم خطری برای فلسطین و کشورهای اطراف فلسطین است. هیچ‌کس تردید ندارد. حال ما چه می‌‌کنیم؟ تنها ناراحت می‌‌شویم، گریه می‌‌کنیم، تأسف می‌‌خوریم و عده‌‌ای نیز کمک مالی می‌‌کنیم. اگر کمک مالی به چریک‌‌ها یا به امور جنگی و مانند آن به سبب شانه خالی کردن از وظایف شخصی باشد، در این صورت، ما از گروه عبیداللّه‌بن ‌حر جعفی هستیم. شما کمک می‌‌کنید، من هم کمک می‌‌کنم و به آن افتخار می‌‌کنم، ولی این بدان معنا نیست که من وظایف مستقیم خود را ادا کرده‌ام. من وظایفی دارم و بدین جهت

132