شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

عطای حسینی در واقعۀ کربلا

<
>

امت به نهایت تباهی و انحطاط اخلاقی و کرنش در برابر حاکمان ستمگر و دل بستن به اوهام رسیده بود و سخت نیازمند شوکی قوی بود. امام حسین(ع) با جان‌فشانی خود، این شوک را به امت وارد کرد. امام برای این اقدام خود وضعیت مناسب را برگزید و سخاوتمندانه‌‌ترین چیزی را که می‌‌توانست در این راه تقدیم کند، فدا کرد. برای چه؟ فقط برای خدا، نه برای خود، نه برای خانواده، و نه برای شهرت و اعتبار. تنها برای خدا و از این روست که ما می‌‌گوییم: «السلام علیک یا ثاراللّه و ابن ثاره»؛ سلام بر تو ای خون خدا و ای پسر خون خدا. خدا برتر و منزه‌‌ از آن است که خون داشته باشد، چون او جسم نیست. اعتقاد ما این است. پس چرا می‌‌گوییم امام حسین «خون خدا»ست؟ این تعبیر کاملا مانند این است که می‌‌گوییم امام علی(ع) دست خداست: یداللّه. خدا دست ندارد. پس چرا با وجود آنکه خدا دست ندارد، می‌‌گوییم علی دست خداست؟ این به معنای آن است که دست امام علی(ع) جز با ارادۀ خدا حرکت نمی‌‌کند، یعنی حرکت دست علی(ع) برای خواسته‌‌ها و تمایلات و شهوات و نیازهای او نبود بلکه به فرمان خدا حرکت می‌‌کرد و با نهی او از حرکت می‌‌ایستاد. بنابراین، اگر خدا دست داشت ـ و روشن است که او دست ندارد ـ اگر دست داشت، همان کاری را می‌‌کرد که علی(ع) کرد. از این رو، می‌‌گوییم علی(ع) دست خداست.

امام حسین(ع) را نیز از همین رو خون خدا می‌‌نامیم. چرا خون خدا می‌‌نامیم؟ چون اگر خدا فرزندی داشت، در همان راهی کشته می‌‌شد که امام حسین(ع) کشته شد. اگر خدا طرفداران و خویشان و اعوان و انصاری داشت، همین‌گونه عمل می‌‌کردند. اگر خدا خود می‌‌خواست وارد میدان شود همان زمانی وارد می‌‌شد که حسین(ع) وارد میدان شد. نبرد امام حسین کاملاً برای خدا بود و هیچ‌گونه ناخالصی و هیچ امر غیر

125