شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

به‌سوی خط حسینی

<
>

جدم را اصلاح کنم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.)

(92)از لحظات آغازین قیام هدف روشن بود. این قیام برای مطالبۀ خلافت و حکومت و یا برای فتنه‌انگیزی و آشوب‌طلبی در امت پیامبر نبود. دشمنی حسین(ع) با یزید و یاران یزید، ناشی از خصومت‌های دیرینۀ قبل از اسلام میان بنی‌امیه و بنی‌هاشم نبود، زیرا این مسائل پایان یافته بود. دست‌کم این بود که پیامبر و فرزندان و اصحاب ایشان این دشمنی‌ها را فرو گذاشته بودند. بنابراین، قیام امام حسین(ع) جز برای اصلاح و امر به معروف و نهی از منکر نبود. قیام او قیامی برای پاسداری از دین خدا و برپایی نماز و دادن زکات و امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح جامعۀ اسلامی ـ‌‌ در حد توان ‌ـ بود.

(93)آخرین سخنی هم که امام در پایان این سفر فرمود، یعنی هنگام شهادت و در لحظۀ دیدار با پروردگار، این بود: «إن کانَ دینُ مُحَمَّدٍ لَم یستَقِم إلّا بِقَتلی فَیا سُیُوفُ خُذِینی.» (اگر دین محمد جز با کشته شدن من اصلاح نمی‌شود و راست نمی‌گردد، پس ای شمشیرها مرا دریابید.) این جمله، در ابتدای این سفر نیز از او نقل شده است.

(94)در هدف امام شکی نیست. این سفرِ دشوار و فداکاری بزرگی که هیچ فداکاری دیگری شبیه آن نیست، در راه دین بوده است. هر کس دین دارد، حسین برای او و خدمت به او و در راه او کشته شده است و، از این رو، او را «ثار‌اللّه» (خون خدا) می‌نامند. معاذ اللّه! خدا که خون ندارد، کشته نمی‌شود، ولی شهید برای کسانی که به دین خدا ایمان دارند و در مسیر خدا حرکت می‌کنند، شهید می‌شود.

(95)شهادت حسین(ع) برای هر انسان مـؤمن اسـت و هرچـه ایمـان انسان بیشتر شود، اختصاص حسین(ع) به او بیشتر می‌شود. کسی که از یک درجه ایمان برخوردار است، حسین یک درجه به او اختصاص دارد، و کسی که مثلاً ده درجه از ایمان برخوردار است، حسین نیز به اندازۀ ده درجه به او اختصاص دارد.

65