شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

پرتوهایی از انقلاب کربلا

<
>

و نقش‌های زینب آغاز شد. نقش‌های زینب پس از کشته شدن [همۀ مردان] چه بود؟ برای شناخت این نقش نیازی به دقت و ژرف‌‌نگری بسیار در تاریخ نداریم. ما می‌‌توانیم صحنۀ کربلا را پس از شهادت امام حسین به‌طور روشن در ذهن خود تصور کنیم. می‌‌توانیم تصور کنیم که عده‌‌ای به سبب ترس و وحشت از خیمه‌‌ها فرارکردند و آواره شدند. ترس و وحشت چه بر سر کودکان آورد. در اینجا به نقل ماجرایی که در کتاب‌‌های مقتل آمده است، بسنده می‌‌کنم. همین ماجرا برای به تصویر کشیدن این صحنه کافی است.

(78)یکی از تاریخ‌‌نگاران حاضر در کربلا می‌‌گوید من ایستاده بودم و دیدم که یکی از دختران امام حسین یعنی یکی از دختران خیمه‌‌گاه امام حسین که یا دختر خود امام حسین بود یا دختر برادر او یا یکی از بستگان او (هویت او معلوم نیست،) دیدم او در حالی که لباسش آتش گرفته، فرار می‌‌کرد. به‌سوی او دویدم تا آتش را خاموش کنم و او را از مرگ نجات دهم. او طبیعتاً از من ترسید و فرار کرد. سریع‌تر دویدم و او را گرفتم و آتش لباسش را خاموش کردم. او هراسان پرسید: تو دوست مایی یا دشمن ما؟ گفتم: نه دوست شما و نه دشمن شما. گفت: آیا قرآن خوانده‌‌ای؟ گفتم: آری. گفت: آیا این آیه را خوانده‌‌ای: «فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلاَ تَقْهَرْ.»«16» گفتم:آری. گفت: من یتیم حسین هستم. آن مرد می‌‌گوید: آن دختر پس از آنکه از حرف‌‌های من آرامش پیدا کرد، گفت: می‌‌خواهم از تو سؤالی بپرسم. گفتم: بپرس. گفت: نجف یا کوفه کجاست؟ گفتم: راه نجف و کوفه را برای چه می‌‌خواهی؟ گفت: عمه‌‌ام زینب به من گفته است ما در آنجا مکانی مقدس داریم (منظور او قبر امیر مؤمنان بوده است) که پناه همسایگان است و مایۀ ایمنی از ویرانی. می‌‌خواهم به آنجا

57