شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

پرتوهایی از انقلاب کربلا

<
>

مهلت را درخواست کرد تا بتواند بسیاری از ابعاد کیفی در واقعۀ کربلا را تکمیل کند.

(64)از همان ابتدای خروج امام حسین از مکه، به‌ویژه پس از رسیدن خبر شهادت مسلم‌بن‌عقیل و، به‌طور اخص، در شب عاشورا، نتیجۀ جنگ روشن و آشکار بود: در جنگی نابرابر که هزاران و بلکه ده‌ها هزار نفر در مقابل ده‌ها نفر ایستاده‌‌اند. روشن است که چنین جنگی به‌هیچ‌وجه جنگی برابر نیست. در چنین جنگی حتی یک‌درصد هم احتمال پیروزی امام حسین و زنده ماندن در نبرد با اهل کوفه و لشکر یزید وجود ندارد. این سرنوشت حتمی است و هیچ گریزی از آن نیست، جز با تسلیم شدن و سر فرود آوردن که امام حسین از همان ابتدا آن را رد کرده بود. بنابراین، امام حسین کشته خواهد شد و از اول نیز برای کشته شدن آماده شده بود. ولی وقتی دید جنگ از نظر کمّی نابرابر است، کوشید بُعد کیفی آن را بالا ببرد، یعنی کوشید از شهادت خود میوه‌‌ای بچیند، وجدان امت را بیدار کند، در تاریخ جاودانه شود، عواطف مردم را به جوش آورد، احترام مردم را به‌سوی خود جلب کند، مظلومیت و بر حق بودن حسین را به مردم نشان دهد تا انقلاب حسین بعدها پیروز شود.

(65)امام حسین طی این مدت و، به‌ویژه در این شب، تلاش کرد به صحنۀ نبرد، شکوه و زیبایی و عزت و کرامت ببخشد و هر زاویه و هر بُعدی از مکتب کربلا را به اوج زیبایی و درخشش برساند تا واقعۀ کربلا که حسین در آن پیروز شد و به شهادت رسید، تابلویی درخشان در تاریخ امت و بلکه در تاریخ جهان باشد. امام حسین کوشید درخشش چهرۀ کربلا را بیشتر کند و به این نبردْ معنویت و رنگ زیبای انسانی ببخشد. این تلاش در طول زندگی امام حسین و، به‌طور مشخص، در این شب‌های اخیر کاملاً روشن است. برای نمونه وقتی امام حسین(ع) با سپاه حر ‌بن ‌یزید ریاحی

49