شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

پرتوهایی از انقلاب کربلا

<
>

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیك یاأبا عبدالله؛

و علی الارواح التی حلّت بفنائك؛

علیك منی جمیعا سلام الله أبداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار؛

و لاجعله الله آخر العهد منی لزیارتكم؛

السلام علی الحسین؛

و علی علی بن الحسین؛

و علی ‌أولاد الحسین؛

و علی‌أصحاب الحسین.

(62)شب آخـر دهـۀ عاشـوراست. از خـداونـد می‌‌خواهیـم کـه از این‌گونه جلسات و عزاداری‌‌ها و از این فرصت استثنایی در زندگی خود بهره برده باشیم. در این فرصت، بسیاری از اسباب سعادت فراهم است و به برکت امام حسین‌(ع) درس‌ها و عبرت‌های فراوانی مطرح می‌‌شود. دوست دارم امشب برخی از وقایع این شب را به صورت زنجیره‌‌وار و مستدل بیان کنم.

(63)شمر فـرمـان قتل امـام حسین را عصر روز تاسوعـا به کـربـلا رسانید و پس از آن بود که گفت‌و‌گوها میان عمربن‌سعد و امام حسین قطع شد. ابن‌زیاد در نامه‌‌ای به عمربن‌سعد نوشت: من تو را نفرستادم تا با حسین گفت‌و‌گو کنی. تو را فرستاده‌‌ام تا حسین را بکشی یا از او بیعت بگیری. اگر ‌‌توان این کار را نداری، کناره‌‌گیری کن و فرماندهی را به شمربن‌ذی‌الجوشن واگذار کن. بلافاصله پس از رسیدن این فرمان، عمربن‌سعد دستور حمله به خیمه‌‌گاه امام حسین و شروع جنگ را صادر کرد. امام حسین نماینده‌‌ای فرستاد و از آنان یک شب مهلت خواست. آنان پس از بحث و مذاکره بر سر اینکه آیا این درخواست را بپذیرند یا رد کنند، با فشار برخی از لشکریان، با آن موافقت کردند. امام حسین این

48