شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

حسین(ع)، وارث انبیا

<
>

از جانب حسین مواجه نشده بودند، چرا‌كه امام حسین برای آنان چنین نوشت: «ألا وَ مَن خَرَجَ مَعِی یقتَلُ وَ مَن لَم یخرُج، لَن‌یبلُغَ النَّصرَ.» (بدانید آن که با من از مدینه خارج شود، کشته خواهد شد و آن کس که بماند به پیروزی نخواهد رسید.)

(59)او می‌خواهد همۀ دوستداران و عزیزان خود را به همراه ببرد، اما به كجا؟ به محراب شهادت. او می‌داند كه همگی به‌سوی شهادت گام بر می‌دارند و همین‌طور هم بود. سخنان امام حسین و علی‌اكبر را وقتی که علی‌اكبر به خیمه‌ها بازگشت و آب خواست، می‌خواندم. مضمون سخن امام حسین این بود كه آبی در کار نیست، اما به علی‌اکبر می‌گوید: «امیدوارم كه از دست جدّت سیراب شوی.» آیا علی‌اکبر در این دنیا سیراب می‌شود؟ جدّش كجا به او آب می‌دهد؟ حسین شهادت و مرگ را برای فرزندش آرزو می‌كند. می‌گوید: بفرما، بجنگ و بمیر. این معنای سیراب شدن از دست جدت است. دیگران از او اجازه می‌خواهند و او به آنان اجازه می‌دهد، و همین‌گونه یكی پس از دیگری، همۀ آنان را تقدیم كرد. در مقتل ماجرا را شنیده‌اید. جزئیات این كارزار به حقیقت بسیار نزدیك است. مردمی بودند که گمراه شدند و طمع ورزیدند. به آنان اندكی پول دادند یا اینكه یك مشت خرمای خشك گرفتند و برای قتل حسین آمدند. روایات و سیره‌ها متفاوت است، برخی گفته‌اند كه سی هزار نفر یا بیشتر امام حسین را محاصره كرده بودند. آنان احساس می‌کردند که میان آن‌ها و پیروزی، میان آن‌ها و رهایی از ضربه‌های امام حسین و حضرت عباس و دیگر قهرمانان، میان آن‌ها و خلاصی لحظاتی بیش نمانده است. آنان می‌دیدند كه پس از کشتن امام حسین(ع) به درون خیمه‌ها می‌روند و لباس‌ها و زیور‌آلات و گوشواره‌ها را بی‌رحمانه به غارت می‌برند. آری، روشن شد كه چه كردند. در مقتل خوانده‌اید که با شمشیرها

43