شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

حسین(ع)، وارث انبیا

<
>

نبرد بالا می‌گیرد. مستضعفان به‌پا می‌خیزند، بر گِرد پیامبر خود فراهم می‌آیند و نبرد را آغاز می‌کنند، فداكاری می‌كنند و مبارزه را پی می‌گیرند تا ستمكار از عرشش سقوط كند و از طغیانش دست بشوید. مستضعفان در برابر استعمار و استثمار و استحمارِ ستمکار می‌ایستند.

(53)انواع سه‌‌گانۀ ستم سردمدارانی دارد. اینان قبلاً بوده‌اند و اكنون نیز هستند. اما سرانجام ستم در برابر اكثریت شکست می‌خورد و ستمکار نیز در‌هم می‌شکند. سپس ستمكار جامۀ نو بر تن می‌كند؛ جامۀ انبیا و لباسِ دین. به دعوت جدیدی فرا می‌خواند و شعار دفاع از مصلحت مردم را سر می‌دهد. اعلام می‌کند كه در كنار مستضعفان است. مستضعفان می‌بینند ستم از درون خودشان پا گرفته است؛ غصب و استبداد و استعمار و استثمار و استحمار از درون خودشان است. در این هنگام نبردی دیگر آغاز می‌‌شود. بدین‌گونه این نبرد از ازل تا ابد پاینده است.

(54)این نبرد برای چیست؟ این سنّت خداوند است. این نبرد همیشگی برای این است كه آدمی بتواند با ارادۀ کامل خود، از میان خیر و شر، یکی را انتخاب کند تا بتواند به کمال برسد و این‌گونه است که سلسلۀ پایندۀ ستیز میان ستمكار و ستم‌دیده به هرگونه که توصیف شود ادامه می‌یابد. در این روند بود که نبرد آغاز شد: از آدم(ع)، برگزیدۀ خدا و نوح(ع)، پیامبر خدا و موسی(ع)، هم‌سخن خدا و عیسی(ع)، روح خدا؛ تا محمّد(ص)، محبوب خدا و علی(ع)، ولی خدا.

(55)از این رو، واقعۀ كربلا نبردی منفک و پدیده‌ای یگانه در تاریخ انسان نیست، البته حلقه‌ای ویژه است و، به‌طور طبیعی، با دیگر حلقه‌های تاریخِ نبرد، تفاوت دارد و همچنان‌كه این حلقه با گذشته پیوند دارد، با آینده نیز در پیوند است.

ما با این یادکردها و عزاداری‌ها و برپایی مجالس سوگ، می‌كوشیم تا

41