شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

حسین(ع)، وارث انبیا

<
>

(51)گاهی نبرد با ویژگی فرهنگی و فكری نمودار می‌شود. یكی از متفکران این ستم را استحمار می‌نامد. استحمار یعنی اینكه مردم را نادان نگه دارند. مردم چیزی نفهمند و نادان بمانند. در اینجا نیز ستمكار عقل و اندیشه و آگاهی و احساس ستم‌دیده را نادیده می‌گیرد. در اینجا نیز نبرد پا برجاست.

(52)قرآن كریم همۀ انواع ستم را معرفی می‌كند، و ستم‌دیـدگان را یک‌جا نشان می‌دهد و آنان را مستضعفین می‌نامند: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّۀ وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ.»«15»

استضعاف، یعنی گروهی، گروهی دیگر را ضعیف بشمارد و دارایی و اندیشه و آزادی و کرامت و استقلال آنان را غصب كند. نگاه تاریخی قرآن كریم می‌گوید که در زمین مردم دو گروه‌اند: یا ظالم‌ یا مستضعف. این دو گروه در برابر هم قرار می‌گیرند، ستم فزونی می‌یابد، ظالم طغیان می‌كند، چیره می‌شود و سرانجام حكم می‌راند.

مستضعفان جستجو می‌كنند، همدل می‌شوند، التماس می‌كنند، توسل می‌جویند، ناله و فریاد سر می‌دهند، و سرانجام خداوند برای آنان رهبر یا وحی و یا پیامبری می‌فرستد، تا آنان را گردِ هم آورد و رهبری كند. آنان نیز از منافع خود در برابر ستمكار دفاع می‌كنند. همۀ پیامبران، كسانی كه فریادشان خدای واحد و احد بود، همیشه در میان عدۀ بسیاری مستضعف بودند. آنان در كنار مستضعفان می‌ایستادند، نه به علت کینه‌ از قدرتمندان، چرا‌که عقده‌ای در کار نیست، بلكه به سبب بیزاری از ظلم. آنان می‌خواهند زورمداران و ستمگران را از عرششان فرو کشند. پیامبر هیچ کینه و عقده‌ای از هیچ‌کس ندارد. او از این کینه‌توزی‌ها مبراست.

40