شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

عید غدیر، عید ولایت

<
>

خود گذاشت و همراه او روانه شد. وقتی در راه برخی از اصحاب امام را دیدند و خواستند مشک را از ایشان بگیرند، امام نپذیرفت و به آنان اشاره کرد که او را تنها بگذارند و بروند. امام همراه آن زن به خانه‏اش رفت و دید کودکان یتیمی دارد. پس مشک را گذاشت و به بازار رفت و غذا و خورشی خرید و به خانۀ زن بازگشت. زن از امام خواست تا با بچه‏ها بازی کند و تنور را برای نان پختن روشن کند و خود مشغول خمیر کردن شد. هنگامی که آتش برافروخته شد، امام صورت خود را روبه‌روی آتش گرفت و گفت: «بچش ای ابوالحسن، بچش ای ابوالحسن، این جزای کسی است که از یتیمان غافل شود.»«155»

(290)امام چنین بینش و چنین احساس مسئولیتـی داشت. بـی‏تردیـد، دایرۀ مسئولیت کسی که حاکم و فرمانروای امتی می‏شود، گسترده است و از این روست که امام می‏فرماید: «شاید در حجاز یا یمامه کسی در حسرت نانی باشد یا هرگز شکمی سیر نخورده باشد.» ولی وقتی دایرۀ مسئولیت انسان محدود است هم، نمی‏تواند مسئولیت خود را نادیده بگیرد: «کُلُّکُم راعٍ وَکُلُّکُم مَسئُولٌ عَن رَعیّتِةِ»«156» (همۀ شما نگهبان و مسئولید و همۀ شما نسبت به زیردستانتان مسئولیت دارید.) و «ما آمَنَ بِاللهِ وَ بِالیومِ الآخِرِ مَن باتَ شَبعاناً وَجارُهُ جائِع» (به خدا و روز رستاخیز ایمان نیاورده است کسی که شب سیر بخوابد در حالی که همسایه‏اش گرسنه باشد.) این حدیث ایمان کسی را که رنج و گرسنگی همسایه‏اش را درک نکند و با شکم سیر بخوابد در حالی که همسایۀ او گرسنه است، انکار می‏کند. سخن ساده‏ای نیست؛ می‌گوید چنین کسی به خداوند و

164