شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

انسانیت پارساپیشه

<
>

به گفتۀ خود امام، فرزندانش «آشفته‌موی و گردآلود با چهره‌ای نیلین» بودند. با وجود آن برای امام، برادر و بیگانه و همسایگان و ساکنان حجاز و یمامه یکسان بودند.

(234)پیوندهای مادی و روابط بشری و دوری و نزدیکی‌های مکانـی و دیگر امور دنیایی در علی(ع) تأثیری نداشت. او جایی خشم می‌گرفت که خدا خشم بگیرد و جایی ترحم می‌کرد که خدا ترحم کند. کسی را دوست داشت که خدا دوست دارد و کسی را ناخوش می‌داشت که خدا ناخوش دارد. امام علی(ع) در زندگی خود این‌گونه بود. زندگی او آینۀ بالاترین درجۀ پارسایی بود. قلبی زلال و اراده‌ای پاک و الهی داشت و با آن‌ها فرمان‌های آسمانی را اجرا می‌کرد. اینجاست که درمی‌یابیم چرا ـ ‌چنان‌که احمد بن حنبل در مسند خود نقل کرده است‌ ـ امروز، روز غدیر، این آیه نازل شد: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الاسْلاَمَ دِینًا.»«108» زیرا هرگونه اصلاح و هرگونه پیشرفت و تکامل و سازندگی در جهان، نیازمند دو مرحله است: مرحلۀ طرح‌ریزی و مرحلۀ اجرا. توضیح اینکه اسلام در مرحلۀ طرح‌ریزی در عین حال که به طور مطلق انسانی و ناظر به انسان است، آسمانی است، زیرا به‌سختی می‌توان انسانی یافت که عواطف و اندیشه‌های او ناظر به مصلحت و منفعتی نباشد یا برخی امور بر او پوشیده نباشد.

(235)قرآن کریم فرموده است: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا.»«109» اگر اسلام فطرت الهی است که خدا مردم را بر آن سرشته است و اگر اسلام مقوله‌ای انسانی است، پس چرا آسمانی بوده

132