شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

انسانیت پارساپیشه

<
>

بسم‌الله الرحمن الرحیم

والحمد لله رب العالمین. والصلاة والسلام علی خیر خلقه وخاتم رسله وعلی جمیع الانبیاء والمرسلین. وسلام الله علی آل بیته وصحبه الطاهرین.

(230)رسول خدا(ص) ـ‌ که از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید ‌ـ دربارۀ صاحب امروز، امیر مؤمنان، علی بن ابی‌طالب(ع) فرموده است: «پارساترین شما علی است.» خود امام علی(ع) پارسایی را این‌گونه تفسیر کرده است: «پارسایی آن نیست که تو مالک چیزی نباشی، آن است که چیزی مالک تو نباشد.» دنیا و هر آنچه در آن است، از مال و مقام و منافع فردی و جلوه‌های فریبندۀ دنیا، همگی نعمت‌های الهی هستند، ولی در عین حال ابزار آزمایش انسان نیز هستند. اگر دنیا مملوک انسان و زیر سلطۀ او باشد، انسان هر گونه که بخواهد و هر گونه که عقلش در راه خدمت‌رسانی فرمان دهد، آن را به کار می‌گیرد که در این صورت دنیا بهترین ابزار است. ولی اگر دنیا مالک انسان و بر او چیره شود و انسان مملوک و بندۀ دنیا باشد، اینجاست که مصیبتی بزرگ رخ می‌دهد.

(231)علی بن ابی‌طالب(ع) خط زهد و پارسایی را ترسیم کرده و پیامبر راست‌گو و امین نیز به پارسا بودن او گواهی داده است. علی(ع) در عمل، مالک دنیا بود و دنیا نتوانست مالک او شود. هنگامی که بر کرسی خلافت نشست، همان چیزی را گفت که هنگام شهادتش فرمود. گویا منبر و کرسیِ خلافت و واپسین فرصت او در این دنیا برای سخن گفتن، در برابر او یکسان بودند. او از آخرین لحظۀ عمرش بهره می‌گیرد تا مردم را با سخن حق پند دهد. همچنان‌که از کرسی خلافت استفاده کرد تا حقی را برپا دارد یا باطلی را از بین ببرد و از منبر نیز برای اندرز دادن به امت بهره جست. او مالک دنیا بود ولی دنیا نتوانست او را بفریبد. پس چه چیزی

130