شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

روز ولایت، روز امام علی(ع)

<
>

بردارند یا قطره‌ای از خونشان ریخته شود، بازگشته‌اند. اگر مرد مسلمانی پس از این رسوایی از این اندوه بمیرد، نه تنها نباید ملامتش کرد، بلکه مرگ را سزاوارتر است.»«102» ای شگفتا... او این‌گونه ماجرایی را که در گوشه‌ای از جهان اسلام رخ داده، شرح می‌دهد. این، احساس یک حاکم است. این، احساس یک ولیّ است. این، احساس قلب کسی است که از دردهای امت خویش رنج می‌برد و همین احساس است که او را شایستۀ ولیّ بودن می‌کند.

(223)در جایی دیگر، امام آن‌ها را اندرز می‌دهد و می‌گویـد: «به خـدا اگر تنها آنان را می‌دیدم و آنان زمین را پر می‌کردند، نه باک داشتم و نه می‌هراسیدم.»«103»

امام(ع) در ادامه برای اینکه به آنان بفهماند که این شجاعت، امری ذاتی و مختص علی نیست و آن‌ها به هیچ وجه از آن بی‌بهره نیستند، بلکه هریک از آن‌ها اگر ایمان علی را داشته باشد، می‌تواند به‌تنهایی در برابر جماعتی بایستد که زمین را پر کرده‌اند، می‌فرماید: «من از گمراهی آنان و رستگاری خود نیک آگاهم و با یقین از جانب پروردگارم، همراه.»

(224)تا زمانی که یقین دارم آن‌ها در گمراهی‌اند و من بر حق هستم، چرا بترسم؟ پس همۀ شما نیز به‌تنهایی می‌توانید در برابر جماعتی که زمین را پر کرده‌اند، بایستید.

امام(ع) در ادامه فرموده است: «من به دیدار خداوند و ثواب نیکویی که مرا ارزانی دارد، امید بسته‌ام و منتظر آن هستم، ولی اندوه من از این است که مشتی بی‌خردان و تبهکاران این امت، حکومت را به دست گیرند و مال خدا را میان خود دست به دست گردانند و بندگان خدا را به خدمت

123