شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

امام علی(ع) و پویایی رهبری

<
>

در این راه پیش‌گام باشند. آنان هستند که این راه را برمی‌گزینند.

(133)ای جوانان، بی‌گمان مرگ به سراغ همه خواهد آمـد. پنجاه سال دیگر هیچ یک از افرادی که اکنون اینجا نشسته‌اند، وجود نخواهند داشت. همۀ ما از دنیا می‌رویم. حال که خواهیم مرد، پس چرا می‌خواهیم منحرف شویم؟ حال که می‌میریم، پس چرا می‌ترسیم؟ حال که مرگ جان ما را خواهد گرفت، پس چرا جان خود را ارزان معامله کنیم؟ این کار جایز نیست.

(134)ما پیروان امام هستیم. پیشوایان ما به ما آموخته‌اند که جان خود را محترم بشماریم و آن را در جایگاه خود قرار دهیم. خدا همۀ پدران و اجداد شما را بیامرزد. من یک دایی به نام محمد داشتم که بسیار خیّر بود و در همین لبنان از دنیا رفت. او طرح‌های بزرگی به اجرا درآورد و خودش زندگی فقیرانه‌ای داشت. می‌گفت: من مال و ثروت را بسیار دوست دارم. به او گفتند: چطور ثروت را دوست داری، در حالی که می‌بینیم زندگی فقیرانه‌ای داری و دارایی خودت را بذل و بخشش می‌کنی. می‌گفت: من ثروت را دوست دارم، اما نه برای آنکه آن را در راه لهو و خوش‌گذرانی مصرف کنم، بلکه می‌خواهم آن را به بهترین شکل خرج کنم.

بنابراین، هر کس خودش، زندگی‌اش، بزرگواری‌اش و توانایی‌اش را دوست دارد، باید نیرو و مال و عمر خود را در راه والاترین و مقدس‌ترین کار، یعنی خدمت به انسان و سعادت او، به کار گیرد.

(135)در این شب من می‌توانم بخوابم، پایم را دراز کنم و بخوابم و هیچ پیشرفت و پسرفتی نداشته باشم. می‌توانم به خوش‌گذرانی بپردازم، دزدی کنم، غیبت کنم، توطئه کنم و... یعنی می‌توانم زندگی خود را وسیله‌ای برای پسرفت و تباهی قرار دهم. همچنان که می‌توانم این شب را با انجام دادن کار [نیک] سپری کنم: مشکلی را حل کنم، کتابی بخوانم، بین

82