شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

امام علی(ع) و پویایی رهبری

<
>

از پذیرفتن اسلام خودداری کرد و بر ضد اسلام شمشیر کشید) عمرو به علی اهانت کرد. امام دست نگه داشت و از روی سینۀ او برخاست و ساعتی راه رفت تا خشمش فرو نشست. سپس بازگشت و او را کشت. چرا؟ برای آنکه خشم برای نفس با خشنودی پروردگار آمیخته نشود و انگیزۀ کشتن این دشمن خدا، تنها خشنودی خدا باشد و خشم او هرگز در این کار نقشی نداشته باشد.

(114)بنابراین، حتی هنگامی هم که خشم او در راه حق بود، خشم خود را فرو می‌خورد؛ چراکه او قاتل نیست، بلکه تنها فرمان خدا را اجرا می‌کند. از این رو، وقتی کودکی یا زنی تنگدست می‌دید و در مقام فروتنی در پیشگاه خداوند قرار می‌گرفت، بر خود می‌لرزید و همچون بیمار به خود می‌پیچید و با اندوه می‌گریست و ترس وجودش را فرا می‌گرفت.

(115)وقتی از جنگ صفین بازگشت، در کوچه به زنی برخورد که مشکی بر دوش داشت و می‌گفت: «خدا میان من و ابوالحسن داوری کند.» مشک را از او گرفت و همراه او به خانه‌اش برد و فهمید که شوهرش در جنگ کشته شده و هنوز سهمی از بیت‌المال به او داده نشده است. پس امام به خدمت او برخاست و از او پرسید چه نیازی دارد. او که امام را نمی‌شناخت، از ایشان خواست تنور را روشن کند. امام، پس از بازی با کودکان او، تنور را برافروخت. یکی از راویان می‌گوید وارد خانه شدم، امام را دیدم که صورت خود را مقابل آتش گرفته است و می‌گوید بچش ای ابوالحسن، این‌ جزای‌ کسی است‌ كه‌ حقوق‌ یتیمان را ضایع‌ كند.«62» مسئولیت فراگیر و همه‌جانبۀ امام و اهتمامی که نسبت به امت داشت، جای تأمل دارد. نمی‌توان امام را در یک یا دو جلسه یا یک کتاب و دو کتاب توصیف کرد و خدا را شکر، همۀ شما این مطلب را می‌دانید.

73