شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

امام علی(ع) و پویایی رهبری

<
>

نیافریده‌اند تا خوردنی‌های گوارا سرگرمم سازد، چون چارپایی بسته که به علف پردازد، یا آن که واگذارده است و به این سو و آن سو رود.) امام، انسانی را که هدفی بالاتر از زندگی ندارد، به چارپای بسته‌شده تشبیه می‌کند.

(112)فاطمه(س) در خطبۀ خود دربـارۀ شوهرش چنین فـرموده است: «هرگاه آتش جنگ می‌افروختند، خداوند آن را خاموش می‌ساخت؛ هرگاه شاخ شیطان سر بر می‌آورد یا فتنۀ مشرکان دهان می‌گشود، پیامبر برادرش را در کام آن می‌افکند و او بازنمی‌گشت، مگر آنکه آن را سرکوب کرده بود و زبانه‌های آتش را با شمشیر فرو نشانده بود. در راه فرمان خدا سخت می‌کوشید، بدان سان که خود را از نفس می‌انداخت. همواره نزدیک رسول خدا بود و سرور اولیای خدا؛ کمر همت بسته بود، خیرخواه و تلاشگر و سخت‌کوش بود، ولی شما، در زندگی مرفهِ خود، آسوده و سرخوش و ایمن بودید و بلا و گرفتاری ما را در کمین نشسته بودید و گوش به زنگ اخبار آن بودید. هنگام کارزار عقب می‌نشستید و از جنگ فرار می‌کردید.»«61»

فاطمه(س) در این خطبه می‌گوید، در طول تاریخ رسالت، هرگاه آتش جنگ زبانه می‌کشید و درنده‌خویان به اسلام حمله‌ور می‌شدند، محمد دست علی بن ابی‌طالب را می‌گرفت و در دل آتش می‌افکند تا آن را خاموش کند و بازگردد. و این کار همیشگی امام بود.

(113)یقیناً این شجاعت و قدرت و شوق فانی شدن در ذات پروردگار، هرگز به برتری‌جویی و فساد در زمین آلوده نمی‌شود. ماجرای کشتن عمروبن عبدود، این حقیقت را ثابت می‌کند: وقتی علی(ع) بر عمرو، قهرمان عامری چیره شد و خواست او را بکشد (البته این پس از آن بود که او

72