شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

علی(ع) موحد بود و بس

<
>

عقیل، تو از هرم آتشی که به دستت نزدیک کردم، فرار می‌کنی. از آهنی که داغ کردم و به دستت نزدیک کردم، می‌نالی. پس چگونه می‌خواهی مرا در آتشی افکنی و بسوزانی که جبار آسمان‌ها و زمین گداخته‌اش کرده و شعله‌ورش ساخته؟ تو از اذیت می‌نالی، اما متوقعی که من از زبانۀ آتش جهنم ننالم؟

(32)ایـن موضـع علی‌(ع) در مقـابل عقیل است. کـرم علی کجاست؟ علی که دریای طلا را قبل از کاه می‌بخشد، چگونه در حق عقیل این کرم را نمی‌کند؟ این هم سؤال دوم. کرمش در جایی آن‌گونه و جایی دیگر گونه‌ای دیگر است.

(33)جای دیگـر از نمونۀ کـرم نداشتنش: علی خلیفه شـد. دیـد کـه بیت‌المال را خلیفۀ قبلی تقسیم کرده. اراضی مسلمین را بین مردم و خویش و قوم‌های خودش تقسیم کرده. چه کار کرد؟ او که مسئول نبود، می‌خواست با بزرگواری خودش مسئله را حل کند، اما نکرد. فرمود: «ألا إنَّ کُلَّ قَطِیعَة أقَطَعَها عُثمانُ أو مالٍ أخَذَهُ من بَیتِ مالِ المسلمینَ فَهُوَ مردودٌ عَلَیهِم.» هرچه خلیفۀ پیشین از مال خدا به کسی داده و تقسیم کرده و هر زمینی را که به کسی بخشیده، باید برگردد. من ساکت نمی‌شوم که این مال دست شما باشد. «فإنَّ الحَقَّ القَدِیم لا یُبطِلُهُ شَیٌء.» حق مشمول مرور زمان نمی‌شود، حقِ مردم با سند باطل نمی‌شود. «وَلَو وَجَدتُهُ وَ قَد تَزوَّجَ بِهِ النساءُ وَ فُرِّقَ فِی البُلدان لَرَدَدتُهُ إلَی حالِه»«15» ولو مهر زنانتان هم کرده باشید، من باید برگردانم. این‌طور کار می‌کرد. آن کرمش، آن هم انصافش. حالا می‌توانی بگویی علی کریم بود؟ حاتم طایی این کار را نمی‌کرد. پس چرا علی چنین کرد؟ این سؤال بنده است.

28