شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ عصر -2

<
>

کند. صبر و پایداری و استقامت در نهاد هستی است. اگر این صبر با سفارش و نصیحت به یکدیگر باشد می‌ماند، اما اگر همراه با سفارشِ به همدیگر نباشد، آدمی سختی‌ها را برنمی‌تابد و شکست می‌خورد. زیرا کسی در انتظار او نیست، هیچ کس به حرف او گوش نمی‌دهد و کسی او را نصیحت نمی‌کند. او یک روز، دو روز، سه روز، چهار روز را تحمل می‌کند، اما سرانجام از پا درمی‌آید. از همین‌رو، به کسی نیاز دارد تا پندش دهد، قوت قلبش بخشد و همراهی‌اش کند. بنابراین، انسان موفقی که در این جهان در خسران نیست، مؤمنی است که عمل صالح انجام می‌دهد و با گروهی زندگی می‌کند که یکدیگر را به حق و به صبر نصیحت می‌کنند. این انسان موفق است و در جهان باقی است. غیر از چنین آدمی دیگران در خسران‌اند، غیرمؤمنی که عمل صالح انجام نمی‌دهد، کسی که تنهاست و در شرایطی زندگی نمی‌کند که مردمان یکدیگر را به صبر و به حق سفارش کنند، اینان در راه می‌مانند یا راه را گم می‌کنند. اما کسانی که شروط چهارگانه را دارند، باقی خواهند بود.

(227)خلاصۀ این سوره این است که انسانی که نمی‌خواهد هر روز و هر لحظۀ عمرش را از کف بدهد و در خسران باشد و از فطرت اصیلش که با آن آفریده شده منحرف نشود، باید مؤمن باشد تا بزرگ و جاودان بماند، باید مؤمن باشد تا تنها و غریب و ناهماهنگ با موکب هستی نباشد. پس از این، باید با جماعت زندگی کند. تنها بودن در هر خطی حتی اگر رهبر باشی، خطری برای توست. باید با دیگران همراه بود، چیزی داد و چیزی گرفت. در غیر این صورت، آدمی از میان می‌رود و مغرور می‌شود و در هر دو صورت در می‌ماند و منحرف می‌شود و به مقصد نمی‌رسد.

(228)آنچه گفتیم خلاصۀ تفسیر این سورۀ مبارک و عظیم بود. از عادات اصحاب رسول این بود که وقتی به هم می‌رسیدند و یا از هم جدا

155