شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ عصر -2

<
>

مؤمن نمازش را ترک کند، با ترک هر نمازی درجه‌ای از ایمانش ضعیف می‌شود، اما با خواندن هر نمازی ایمانش قوی‌تر می‌گردد. این مسئله تنها برای نماز نیست، بلکه هر کاری که از آدمی سر بزند و برای خداوند باشد، ایمانش را قوی‌تر می‌سازد و هر عملی که برای خدا نباشد، ایمانش را ضعیف‌تر می‌کند. بنابراین، میان ایمان و عمل صالح تعامل وجود دارد. ایمان سبب عمل صالح و عمل صالح ضامن ایمان است.

(223)«وً تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبرِ» گفتیم که آدمی جزئی از مجموعۀ آدمیان است و اگر با مجموعه هماهنگ باشد و یکدیگر را نصیحت و سفارش کنند، قدرتمندتر می‌شود و می‌ماند. اما اگر آدمی در میدان تنها بماند، بیم آن وجود دارد که از میان برود. از همین‌روست که مصلحان می‌کوشند جامعه را اصلاح کنند و اگر در این راه ناکام ماندند، جامعه‌ای کوچک یا دوستانی چند یا حزبی یا گروهی یا جمعیتی یا انجمنی تشکیل می‌دهند، تا در آن زندگی کنند و یکدیگر را نصیحت کنند. در غیر این صورت، آدمی از بین می‌رود و در خسران خواهد بود. در اینجا باز هم به معنای سوم «إنَّ الإنسانَ لَفِی خُسرٍ» می‌رسیم.

(224)اگر آدمی تنها باشد، این تنهایی خطری بزرگ و عمیق برای او خواهد بود. اندک‌اند کسانی که می‌توانند از خطر تنهایی و فردگرایی بگریزند، زیرا آدمی وقتی تک و تنها باشد، از بین خواهد رفت. انسان تنهایی که از او اطاعت می‌شود، در معرض خطر غرور قرار دارد. از همین‌رو، حاکمی که مشورت نمی‌کند، پند دیگران را نمی‌پذیرد و به حرف دیگران گوش نمی‌دهد، منحرف و مغرور می‌شود. پس سفارش به حق اولاً مانع از بین رفتن است، ثانیاً مانع غرور است و چنان که گفتیم غرور انحراف است، زیرا انسان مغرور احساس بی‌نیازی از دیگران می‌کند و از دیگران پند و کمکی نمی‌گیرد و میان خود و دیگران دیواری می‌کشد. انسان

153