شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ عصر -2

<
>

خداوند این جمله را پس از «أَنشَأناهُ خَلقاً آخَرَ»«93» می‌گوید. یعنی وقتی خلقِ انسان کامل شد، خداوند می‌گوید: «تَبارَکَ اللّهُ أَحسَنَ الخالِقِینَ» از این آیات فهمیده می‌شود که آدمی بنابر فطرت پاک و سلیم النفس است. این سخن نظریه‌ای فلسفی است، زیرا برخی فلاسفه می‌گویند فطرتِ آدمی بر شر است و اصالتاً مجرم است. در این‌باره قرآن تأکید می‌کند که فطرتِ آدمی خیر است. روایات نیز این حقیقت را تأکید می‌کنند که انسان نیکوکار و مستعد برای نیل به کمال آفریده شده است. پس آدمی از روز نخست بالقوه نیکوکار و خیرخواه بوده است. طبیعتاً، کسانی که منطق خوانده‌اند می‌دانند که «قوه» در مقابل «فعل» است. درخت بالفعل درخت است و دانه بالقوه درخت است. هر دانه‌ای درخت است، اما بالقوه، یعنی این صلاحیت را دارد که درخت شود، در حالی که خود درخت بالفعل درخت است. اگر این دانه را با روش‌های علمی فاسد کنیم، این قوه و استعداد را از دست می‌دهد.

(214)انسان بالقوه نیکوکار است. نیکوکار بالقوه یعنی چه؟ یعنی اینکه انسان استعدادهایی دارد که می‌تواند در همۀ ابعاد خیر باشد؛ در علم، در فرهنگ، در قدرت، در ورزش و در هر کاری کودک قابلیتِ صالح بودن را دارد. کودک قابلیت پاستور بودن را دارد، قابلیت اینکه انیشتین باشد، این نظریه مورد پذیرش دانش جدید هم است، چنان که پیش‌تر گفتیم. دانشمندان تاریخ ادیان می‌گویند انسان با فطرتش دین را می‌شناسد، نه اینکه دین عقده‌ای روانی در برابر ترس و عدل باشد. ما دربارۀ شایستگی انسان و کمالِ فطری انسان، از قرآن درمی‌یابیم که آدمی موجودی خیر است و دانشِ جدید نیز این مسئله را قبول دارد. بنابراین، اصالت انسان بر پاکی نهاده شده است و اگر انسانی در زندگی در راه خیر که این چهار

145