شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ عصر -1

<
>

است. اگر بخواهیم منطق مادی و تجاری آن را توضیح دهیم، کشاورزی را در نظر آورید که ده کیلو گندم دارد و آن را در زمینی می‌کارد. او این ده کیلو گندم را از دست داده است، اما آیا او ضرر کرده است؟ هرگز، زیرا به جای هر دانه گندم هفت دانه گندم یا بیشتر یا کمتر برداشت می‌کند. اندازۀ برداشت به زمین و چگونگی کشاورزی و آبیاری و اوضاع آب و هوایی منطقه بسته است. اما این ضرر نیست. انسانی که در خسران است و انسانی که هر لحظه از عمرش می‌کاهد، اگر این لحظه‌اش را در راه خیر و عمل صالح صرف کند، خسران ندیده است. بنابراین، ساعتی از عمر را می‌دهد، اما در عوض جاودانگی را می‌گیرد. ممکن است کسی ساعتی را از کف داده باشد، اما درس خوانده باشد. البته درس خواندن فقط به قصد درس خواندن کافی نیست، یعنی با درس خواندن یک روز از دست می‌رود، اما به جای آن آدمی فرهیختگی کسب می‌کند و توانی نو برای کار کردن به دست می‌آورد. در هر روی، علم هدف نیست، وسیله است. دانش‌آموز در ازای ساعاتی که در مدرسه از دست می‌دهد، سرمایه‌ای برای کار کردن به دست می‌آورد. اگر علمش را در راه جاودانگی و برای آسایش بشر و منفعت همگانی به کار گیرد، در واقع چیزی از دست نداده است. تا زمانی که عمل او باقی است، هیچ لحظه و ساعت و ماهی را از دست نداده و باقی خواهد بود. این مسئله روشن است، زیرا که حقیقت یک چیز و حیاتش به آثارش است. تا زمانی که دیگران از اثر تو، از مؤسسۀ تو، از مدرسه تو، از خدمات تو و از نتایج عمرت بهره‌مند می‌شوند، تو زنده‌ای. ما امروز با وجود آموزه‌های پیامبر با او زندگی می‌کنیم، ما امروز با علی زندگی می‌کنیم. ما با خیّرانی زندگی می‌کنیم که به بشر خدمت کردند و آسایش و علم را برایش فراهم کردند. ما با آنان زندگی می‌کنیم و آنان نیز با ما زندگی می‌کنند. بنابراین، انسان در خسران است مگر

138