شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ عصر -1

<
>

تنها سرمایه‌اش است، هر لحظه از کف می‌دهد. هر لحظه و هر روز و هر ماه و هر هفته و هر سال چیزی از دست می‌دهد. این حرف دلیل و برهان دیگری نمی‌خواهد. اما طبعاً مؤمنان چنین نیستند. پس هنگامی که قرآن می‌خواهد بگوید که انسان در خسران است، مناسب این است که عصر در مقابل ظهر را به کار بَرَد. اما چرا عصر که مائدۀ روز است؟ به این اعتبار که عصر هنگام آدمی به روشنی حس می‌کند عمرِ روز دیری نمی‌پاید و روز رو به پایان است، در حالی که صبح آدمی چنین احساسی ندارد، زیرا که جهان نورانی و روشن است. صبح آغاز روز است و خورشید هر لحظه بیشتر می‌تابد و روشنی فزونی می‌یابد. اگر چه هر لحظه که از صبح سپری می‌شود از عمر روز کاسته می‌شود، اما ملموس نیست. پس از ظهر و به ویژه هنگام عصر آدمی می‌بیند که روز رو به پایان است. تناسب قسم و این جمله اقتضا دارد که «والعصر» را سوگند به عصر هنگام معنا کنیم.

(205)حال که به این خسران نقصِ مستمر عصر آگاه شدیم، به معنای «إنَّ الإنسانَ لَفِی خُسرٍ» توجه می‌کنیم. آیه بدین معناست که آدمی در هر لحظه چیزی از دست می‌دهد. بنابراین، انسان در خسرانی همیشگی است. آنچه با سوگند تناسب دارد این است که عصر را در مقابل ظهر معنا کنیم و این مسئله امری شگفت در قرآن نیست. در قرآن سوگند به آغاز روز و شب و خورشید و غیر اینها آمده است. نکتۀ دیگری که می‌خواهم بگویم این است که اگر عصر به معنای روزگار و دهر و زمان باشد، باز هم باید توجه کافی داشته باشیم. قرآن کلام خداوند است و دقتِ تعبیر در آن با دیگر سخن‌ها متفاوت است. چرا قرآن نمی‌گوید: «وَالدَّهِر إنَّ الإنسانَ لَفِی خُسرٍ» چرا نمی‌گوید: «وَ الأَیامِ» و «وَالزَّمانَ». چرا با دیگر تعبیرات سوگند نمی‌خورد؟ چرا مشخصاً این تعبیر را برگزیده است؟ شاید علت انتخاب واژۀ «عصر» در میان دیگر تعبیرات مفهوم خاصی است که در این

136