شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ همزه

<
>

خشم مردم و ریشخند مردم و رویگردانی مردم در آتشِ خداوند افکنده می‌شوند و درهم می‌شکنند. مصیبتشان این است که ثروتشان از آنان گرفته می‌شود و مردم از آنان دوری می‌کنند و در جامعه خوار و خفیف می‌شوند. این آتش است که قلبشان را می‌سوزاند. پس هر انسانی که این‌گونه باشد، پیش از آنکه به آتش دوزخ گرفتار شود و آتش خداوند او را در هم بشکند و قلبش را بسوزاند و همۀ درها به رویش بسته باشد و به ستون‌های بلند بسته شده باشد، اینجا و در همین دنیا، در نتیجۀ احتکار و مباهات به مال و تحقیر مردم، گرفتار می‌شود. نتیجۀ کارهای او خشم مردم و افکندنش در آتش فروزان الهی و در هم شکستنش به وسیلۀ خشم مردم و سختی‌ها و گرفتاری‌هاست. آتشی که قلبش را فرامی‌گیرد و می‌سوزاند و او را خرد می‌کند و درها را به رویش می‌بندد و پس از آن به ستون‌های بلند، همچون چارپایان، بسته می‌شود؛ یعنی طرد می‌شود، گویی در جامعه زندانی است. سرنوشت گردنکشان را همه می‌دانیم. چه بسیارند طغیانگرانی که به ثروتشان و مقامشان مباهات می‌کردند و کبر می‌فروختند، سپس از طریق مردم به عذاب الهی گرفتار شدند، و در هم شکستند و آتش قلبشان را سوزاند. آیه‌ای دیگر به همۀ این مسائل اشاره دارد: «لا تَرکَنُوا إلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النّار»«79» گاهی گناه و انحراف آدمی باعث چیره شدن ستمگری بر او می‌شود، به دیگر بیان، او خود ستمگر را مسلط بر خود کرده است.

(190)نمی‌گویم آنچه گفتم تنها معنای این آیه است، اما چه مانعی دارد که آیات قرآن هم شامل جزای اخروی باشد و هم جزای دنیوی؟ در پایان یک بار دیگر سورۀ مبارکه را مرور می‌کنیم: «وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ الَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ یَحَسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخَلَدَهُ» نخست به احساس جاودانگی و

127