شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ همزه

<
>

از طریق افراد آن جامعه حاصل می‌شود. در جامعه کارگران و مهندسان و پزشکان، سیاستمداران و روحانی‌ها و مصلحان زندگی می‌کنند. اینان با یکدیگر همکاری می‌کنند و سطحی از تمدّن را برای جامعه به وجود می‌آورند. آنچه مردم امروز می‌کنند و آنچه گذشتگان کرده‌اند، به طور طبیعی در شکل گرفتن تمدّن ما نقش دارد. فرض کنیم در جامعه‌ای هزار نفری صد نفر فقیرند. اگر نهصد نفر دیگر به اینان انفاق نکنند، نمی‌توانند قوت روزانه فرزندان خود را تهیه و کارگرانی نیرومند و صالح تربیت کنند، نمی‌توانند تحصیل فرزندان خود را تأمین کنند تا از میان آنان مهندس و پزشک و عالِم و روزنامه‌نگار و سیاستمدار بار بیاید. به سخن دیگر، نهصد نفر در ساختن تمدّن شرکت دارند. اما اگر آن نهصد نفر به آنان انفاق کنند و آن صد نفر بتوانند قوت روزانۀ فرزندانشان را فراهم کنند و آنان را تحصیل کرده بار بیاورند، نتیجه چه خواهد شد؟ نتیجه این است که هر هزار نفر در ساختن تمدّن نقش دارند. تمدّنی که هزار نفر در ساختن آن مشارکت دارند با تمدّنی که نهصد نفر در ساختن آن دخیل‌اند، متفاوت است.

(187)بنابراین، اگر شما به آن صد نفر انفاق کنید، در واقع، سازندگان جدیدی برای ساختن جامعه تربیت کرده‌اید و همۀ شما از آن بهره‌مند خواهید شد: «وَ ما تُنفِقُوا مِن خَیرٍ یُوَفَّ إلَیکُم وَ أَنتُم لا تُظَلمُونَ» آیا این‌گونه نیست؟ اگر انفاق نکنیم، نهصد نفر در ساختن جامعه دخالت دارند و رها کردن آن صد نفر آنان را در معرض فقر و جهل و بیماری جسمی و روحی قرار می‌دهد و این بیماری‌ها به فرزندان ما هم منتقل خواهد شد. در جامعه احساس محرومیت و کینه و عقده‌های روانی شکل می‌گیرد که سرانجام باعث می‌شود جامعه از درون منفجر شود. چرا در جوامع مختلف انقلاب و انفجار صورت می‌گیرد؟ آیا این اتفاق نتیجۀ محرومیت طبقه‌ای

125