شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ همزه

<
>

از تفسیر فی ظلال القرآن است.«74» این تمثیل روشی است که پیامبر برای سرزنش و دفع خطر از خود و یارانش و برای جلب افکار عمومی و ترساندن کفار از سرزنش و تمسخر و توطئه‌چینی از آن استفاده کرد. پیامبر با این اسلوب اعتماد و تکیۀ آنان بر ثروتشان را نیز باطل ساخت، زیرا گمان می‌بردند که ثروتشان جاودانه‌شان می‌کند و خود برتر از جهان هستند، زیرا مالک آن‌اند.

(185)آنچه گفتیم خلاصۀ تفاسیری است که دربارۀ این آیات گفته شده است. در این باره دو نکتۀ دیگر نیز وجود دارد. طنطاوی در تفسیر الوسیط الجواهر به یکی از آنها اشاره کرده است و آن را در برخی مجلات و بحث‌های جدید نیز دیده‌ام. یکی از پژوهشگران دربارۀ «نارُ اللّهِ المُوقَدَةِ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الأَفئِدَةِ» گفته است که مقصود از آتش فقط آتشی نیست که بدن را می‌سوزاند و به قلب می‌رسد، بلکه مقصود آتشی است که می‌تواند از جسم بگذرد و به قلب برسد.«75» این امر را علم جدید کاملاً تأیید می‌کند و مثال بسیار روشنی دارد. شما اشعۀ ایکس را می‌شناسید. از این اشعه در عکس‌برداری استفاده می‌شود. انسانِ امروز ابزاری در اختیار دارد که با اشعۀ ایکس از داخل بدن عکس برمی‌دارد. انسان با این وسیله از بدن، بدون لباس، و از قلب و کلیه عکس می‌گیرد، بی‌آنکه از گوشت و چربی و استخوان در تصویر چیزی دیده شود. بنابراین، این آتش قلب را در برمی‌گیرد و از جسم می‌گذرد، بی‌آنکه گوشت و چربی و پوست مانع سوزاندن قلب شوند. مقصود من از آوردن این مثال امکان وقوع این نوع عذاب است، نه خبر دادن از آن. در این بحث طنطاوی به این برداشت رضایت نمی‌دهد و مسئله‌ای تازه از آن استنباط می‌کند. او می‌گوید که

123