شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ همزه

<
>

افتاد. در حدیث آمده است که ابوبکر در کنار پیامبر بود و ام جمیل همان کسی که قرآن او را «حمّالـة الحطب» خوانده است، سراسیمه آمد و به ابوبکر گفت که دوستت (پیامبر) کجاست؟ شنیده‌ام مرا هجو کرده است.«73» این مسئله نشان می‌دهد که عرب‌ها به هجو و مدح اهتمام بسیار داشتند. گفتن شعری در مدح یا ذم کسی امر کوچکی نبود، بلکه مسئله‌ای بزرگ و سلاحی کاری بود. بنابراین، می‌توان گفت که پیامبر در آغاز رسالتش از آیات قرآن همچون سلاحی استفاده می‌کرد، زیرا که سلاح دیگری نداشت. با این اسلحه بود که از خود دفاع می‌کرد و ترفند و توطئه و ریشخند و عناد مشرکان را پاسخ می‌گفت. او پاسخ آنان را می‌داد تا افکار عمومی نگویند که پیامبر و یارانش ضعیف‌اند. شما می‌دانید که تبلیغات اثر مهمی در جامعه دارد. زبان‌آوری تنها سلاح پیامبر بود که با سلاح مشرکان برابری می‌کرد. پیامبر به برنده‌ترین شکل ممکن این سلاح را به کار می‌برد. عربِ فصیح می‌داند که این ضربه چه اثری دارد. از همین‌رو، از پیامبر بر حذر بودند. افکار عمومی بر ضد کسی بود که پیامبر او را با آیات قرآن ذم می‌کرد. ذم تنها سلاحی بود که پیامبر در مبارزه‌اش در راه رسالت به کار می‌برد. اما دشمن از همه چیز از تهدید و از ارعاب، بهره می‌برد. گاه کودکان را برمی‌انگیختند تا پیامبر را بزنند و آزار برسانند. مشرکان برده‌هایشان را شکنجه می‌کردند. حتماً شنیده‌اید که با بلال چه کردند. قبیله‌های هم‌پیمان اشخاص را به شدیدترین صورت شکنجه می‌کردند. عمار و یاسر و سمیه با قبیلۀ بنی مخزوم پیمان داشتند. نظام قبیله‌ای حاکم بود و کسانی که قبیله‌ای نداشتند نمی‌توانستند در جامعۀ عرب زندگی کنند. از این‌رو، آنان که قبیله نداشتند چاره‌ای جز

119