شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ فیل و قریش -2

<
>

است. اما این پرسش مطرح می‌شود که چرا این دو سوره را سوره‌ای واحد می‌دانند؟ چرا این عبارت‌های مرتبط با هم را دو سوره کرده‌اند؟ این آیات را دو بخش کرده‌اند و میان آنها «بسم‌اللّه» قرار داده‌اند.

(174)من هنگامی که به تفسیر این آیات می‌اندیشیدم به معنایی نو و تعبیری تازه از این آیات رسیدم. این معنای تازه بدین صورت است که بگوییم «لِإیلافِ قُرَیشٍ» متعلق آیۀ «فَلیعبُدُوا رَبَّ هذا البَیتِ» است. مانند آنجا که می‌گوییم «و لِمِثلِ هذا فَلیعمَلِ العامِلُونَ» (برای چنین چیزی کارگران کار می‌کنند.) در این آیه هم چنین است: «لِإیلافِ قُرَیشٍ ... فَلیعبُدُوا رَبَّ هذا البَیتِ»«68».

(175)چنان که گفته‌اند قریش اسم نضر بن کنانه، جد پیامبر، است. علت این نام‌گذاری یا این است که او جانوری را که قریش نام دارد در دریا کشت، یا اینکه قریش نام جانوری دریایی است که هر چیزی را می‌خورد و نضر و فرزندانش قریش خوانده شدند، چون از همۀ قبایل قوی‌تر بودند و یا اینکه قریش از قرش یعنی گردهم آمدن پس از پراکندگی است و قریش یعنی گردهم‌آمدگان. معنای قریش هر چه باشد آیۀ کریمه می‌گوید: «ای قریشیان، پراکندگی و اختلاف و جدایی شما از یکدیگر نتیجۀ جدایی خدایان است و اینکه هر قبیله‌ای خدایی را می‌پرستند. به این سبب است که میان شما جدایی افتاده است. هر قبیله‌ای وحدت اقتصادی دارد و اگر شما خدایی واحد نداشته باشید، میان شما وحدتِ خالق هم نخواهد بود، و تکثر در خالق ام‌التکثرات و ریشۀ جدایی‌هاست، چرا؟ زیرا اگر خالق متعدد شد، خالقِ این قبیله و خدایان این قبیله یا دیگر قبایل متفاوت خواهد بود. این سخن بدین‌معناست که دو قبیله ذاتاً و با همۀ وجودشان از یکدیگر متمایز می‌شوند. در اینجاست که جدایی ازلی و ابدی روی می‌دهد.

112