شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ فیل و قریش -2

<
>

محکم نداشت تا ساکنانش را از غارت‌ها و دشمنان و تهاجمات حفظ کند. می‌دانیم که پیش از اسلام امپراتوری‌هایی وجود داشتند، اما مکّه جزو این امپراتوری‌ها نبود. در آن زمان امپراتوری فارس و روم و غیر اینها وجود داشت. در جنوبِ شبه‌جزیره، یعنی در یمن و عدن و این مناطق حکومت‌های قدرتمند مستقل یا وابسته به پادشاهی حبشه وجود داشت، چنان که در واقعۀ فیل گفتیم. اما در مکّه هیچ‌گاه حکومتی نیرومند وجود نداشت و نظام قبیله‌ای بر منطقه حاکم بود. قبایل و عشایری بودند و قبایل قریش نیز بر شهر مکّه و مدینه سیطره داشتند. اما حاکمیتی نداشتند تا بتواند در برابر دشمنان از مکّه دفاع کند. از همین‌رو بود که وقتی ابرهه با سپاهش و فیل‌هایش به آنجا حمله کرد، عبدالمطلب گفت: «من صاحب شترانم، این خانه پروردگاری دارد که آن را حفظ می‌کند.»

(173)پس از واقعۀ فیل، اهالی مکّه بزرگی و آسایش و عزتی دوباره یافتند و عرب‌ها از آنان می‌ترسیدند و به آنان جسارتی نمی‌کردند. واقعۀ فیل بار دیگر بزرگی و احترام و مرکزیت را به مکّه و قریش بازگرداند. زیارت‌ها و حجاج فزونی یافت و در نزد عرب احترام خود را بازیافتند. از همین‌رو، در سفرهای تجاری کسی در راه متعرض آنان نمی‌شد. به این صورت بود که واقعۀ فیل «ایلاف قریش» را ایجاد کرد، یعنی میان آنان الفت و آرامش برقرار ساخت، یا اینکه «ایلاف قریش» یعنی گِرد آوردن آنان پیرامون کعبه و صلح و پیمانشان با هم. چنان که در سفرهای زمستانی و تابستانی با هم الفت داشتند. بنابراین در سرزمین خود و در سفرهای شام و یمن از ترس و گرسنگی در امان بودند. خداوند برای سلامتی و وحدت کلمه و آسایش قریش از ترس و گرسنگی، سپاه فیل را از میان برد. این چیزی است که مفسران در این باره می‌گویند. اگر واژۀ «ایلاف» را متعلق به سورۀ پیشین بدانیم، آنچه گفتیم همان وجه مشهورِ تفسیرِ این آیات

111