شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ فیل و قریش -2

<
>

رسالت پایانی خداوند، رسالت محمّد (ص) قرار دهد. در این سوره به صراحت‌گونه‌ای تحدّی و مبارزه‌طلبی آمده است. آنان سپاهی مسلّح داشتند و بزرگ‌ترین حیوان یعنی فیل را برای نابودی کعبه به کار گرفتند. پروردگار نیز از کوچک‌ترین حیوان و کوچک‌ترین سلاح یعنی پرنده‌ای کوچک و سنگ‌ریزه‌هایی گِلی برای هلاکتِ بزرگ‌ترین سپاه و بزرگ‌ترین سلاح استفاده کرد. این مسئله نوعی توجه دادن به نیروی الهی است، توجه دادن به این نکته است که فیل با همۀ عظمتش و سپاه با همۀ تمرین‌ها و عده و توانش، در برابر جنود خداوند و در برابر پرندگان کوچک و سلاحی خرد سودی نمی‌بخشند: «فَجَعَلَهُم کَعَصفٍ مَأکُولٍ».

(172)پس از این در سورۀ قریش آمده است: «لِإیلافِ قُرَیشٍ إیلافِهِم رِحلَـةَ الشِّتاءِ وَ الصَّیفِ» واژۀ «ایلاف» به معنای الفت و پیمان و صلح و محبت و دوستی است. می‌دانیم هنگامی که حضرت ابراهیم (ع) در مکّه بود، در آنجا میوه و مواد غذایی و رزقی نبود. حضرت ابراهیم (ع) از خداوند خواست تا فرزندان و ذریه‌اش را رزق و روزی دهد. وقتی مکّه، پس از دعوت حضرت ابراهیم (ع) عبادتگاه و پناهگاه و زیارتگاه عرب شد، بی‌شک آمد و شد حجاج و زوار و طواف‌کنندگان و فعالیت و تجارت برای مکیان اموال و سودهای فراوان و کشاورزی و تجارتی فراهم کرد. افزون بر این، اهل مکّه در دو مسیر تجارت می‌کردند. مسیر نخست مسیرِ زمستانی بود، هنگامی که به شام می‌رفتند. مسیر دوم مسیری بود که در تابستان می‌پیمودند و به سوی یمن بود. آنان در راه مکّه به شام و مکّه به یمن تجارت می‌کردند. پیامبر پیش از نبوتش بیش از یک بار در این سفرها کار کرده بود. در این تجارت و به فضل زائران و حجاج، اهالی مکّه از ترس و گرسنگی در امان بودند. یعنی خوراک و امنیت برای آنان فراهم می‌شد. اما واقعیت این بود که مکّه دولتی قدرتمند و حکومتی

110