شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ نصر

<
>

متکبر. این تصویر همیشه در برابر چشمان مسلمانان است و راه و ژرفای انسانیت را در این دین پاک نشان می‌دهد. پیامبر خاشعانه و در حالی که استغفار می‌طلبد و به درگاه خداوند استغاثه و حمد می‌کرد، پا به مکّه نهاد و خداوند هم توبه‌پذیر است. آنچه در آیۀ مبارک آمده است، آیه‌ای که پیامبر و اصحابش را تربیت می‌کند، به روشنی هدف اسلام از جنگ را آشکار می‌سازد. این آیه به مسلمین می‌آموزد که پس از پیروزی موضعی انسانی داشته باشند: «لا یجْرِمَنَّكُم شَنَئانُ قَومٍ عَلى أَلاَّ تَعدِلُوا اعدِلُوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقویَ»«43» پس از پیروزی بر خود مسلط باش. بدان که این پیروزی از تو نیست، تا بابتِ آن مغرور شوی. پس از این آیه، چنان که در احادیث مستفیض آمده است، پیامبر گفت: «نُعِیَت إِلَیَّ نَفسِی»«44» گویا او مرگ را نزدیک می‌دید. همین‌گونه هم شد. پس از فتح مکّه و مسلمان شدن عرب‌ها، آنچنان که تاریخ نشان می‌دهد، پیامبر چند ماهی بیش در این دنیا نبودند. علت این بود که دریافت رسالت به پایان و پیروزی خداوند فرا رسیده، امت اسلامی نیز شکل گرفته و مسلمانان امتی یکپارچه و نیرومند شده‌اند که می‌توانند به راهشان ادامه دهند، در این هنگام بود که احساس کرد عمرش رو به پایان است و آمادۀ این مسئله شد.

(120)راویان و یاران و زنان پیامبر نقل کرده‌اند که پیامبر این روزها و ماه‌های پایانی را در تفکر و تحلیل و استغفار و حمد خدا سپری کرد، تا اینکه روز وفاتش فرا رسید. با تکیه بر دوش علی و فضل بن عباس نزد مسلمانان آمد و در خطبه‌ای پس از سفارش به نماز و حج و روزه و زکات و پس از سفارش مردان به زنانشان و مهربانی با آنان و پس از سفارش

75