شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ فلق

<
>

«یخَیِّلُ إلَیهِ» یعنی به خیال مردم آمد که طناب‌ها و عصاهایی که ساحران آماده کرده بودند، حرکت می‌کنند، اما واقعاً حرکتی نداشتند. از این‌رو، می‌گویند سحر چیره شدن بر اعصاب مسحور و مردم است. گویی که به اتفاقی واقعی می‌نگرند، در حالی که اصلاً اتفاقی نیفتاده است. در بسیاری از اوقات ساحر از تلقین استفاده می‌کند. می‌خواهم مثالی بزنم، هر چند شاید مثالی ناپسند باشد، اما مسئله‌ای است که رواج دارد. مردی ازدواج می‌کند، اما احساس می‌می‌کند ناتوانی جنسی دارد. ناتوانی جنسی در بسیاری از افراد هست و امری طبیعی است که ناشی از اعصاب یا جسم یا مشکل دیگری است. پزشکان برخی از انواع ناتوانی جنسی را درمان می‌کنند، اما برای برخی از ناتوانی‌ها هنوز درمانی نیافته‌اند. بی‌شک، درمان این دسته از بیماری‌ها هم پیدا خواهد شد، زیرا پزشکی پیشرفت خواهد کرد. این حالت نیز مانند همۀ بیماری‌ها ناتوانی روانی یا بیماری عصبی است. اما این بیماری وقتی پیچیده می‌شود که بیمار یا تلقین به خود، گمان می‌برد که سحری برای او نوشته و گره زده‌اند. چنین احساسی بر ناتوانی‌اش می‌افزاید، زیرا ریشۀ این بیماری غالباً ضعف اعصاب است. در این صورت است که به رمالان و جن‌گیران و گمراهان و گمراه‌کنندگان متوسل می‌شود و از آنان می‌خواهد تا گره را بگشایند. ما به این مسئله اعتقادی نداریم و می‌گوییم مرد مریضی است که با تلقین به خود گره کارش را کورتر کرده است. پس، راه درمانش این است که به پروردگار پگاه، به خداوند پناه بیاورد و باور داشته باشد که آدمی در برابر پروردگارش هیچ اختیاری ندارد و هیچ انسانی نمی‌تواند به دیگری آسیبی برساند، مگر آنکه خداوند بخواهد. با این کار تلقین‌هایش درمان می‌شود، اما از نظر جسمانی و عصبی باید نزد پزشک برود تا او را معالجه کند.

(62)قرآن کریم نیز به این عادت اشاره می‌کند، به افسونگرانی که در

36