شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ فلق

<
>

(56)«قُل اَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ» «فلق» به معنای پگاه و نیز شکافتن است. اگر پگاه را دیده باشید، نور سپیده‌دم شب را می‌شکافد و صبح به یک باره پدیدار نمی‌شود. فلق اصطلاحاً به معنای پگاه است و قرآن نیز می‌گوید: «فالِقُ الإصباح»«17» پس فلق نوری است که پس از تاریکی می‌آید. قرآن نیز به تو می‌گوید: «قُل اَعوُذُ بِرَبِّ الفَلَقِ»، پناه می‌برم به پروردگاری که تاریکی را می‌شکافد. با توجه به «فالِقُ الحَبِّ وَ النَّوی»«18» و با نظر به اینکه حیات نوری است پس از عدم و ظلمت، یعنی بگو پناه می‌برم به پروردگار حیات؛ حیاتی که چونان نور ظلمت عدم را از میان می‌برد. پس چرا پناه می‌برید به جن، کسانی که خود آفریده و بنده‌اند، کسانی که در برابر پروردگارشان نه سودی در اختیار دارند و نه زیانی، نه مرگی و نه حیاتی و نه رستاخیزی.

(57)«قُل اَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ» جهت دادن به عادت و تصحیح خطایی شایع است.

(58)«مِن شَرِّ ما خَلَقَ» چه کسی شایسته‌تر از خالق هستی است تا از شر خلقش به او پناه آوری.

(59)«وَ مِن شَرِّ غاسِقٍ إذا وَقَبَ» «غاسق» یعنی تاریکی مطلق. قرآن در جای دیگر می‌گوید: «أَقِمِ الصَّلوةَ لِدُلُوکِ الشَّمسِ إلی غَسَقِ اللَّیلِ»«19» «غَسَقِ اللَّیلِ» یعنی تاریکی شب، و «وَقَبَ» یعنی فراگیر شدن. من پناه می‌آورم به خداوند، به پروردگار پگاه از شر همۀ مخلوقات و از شر شب تیره. شب نیز از مخلوقات است، اما چرا قرآن شب و تاریکی را به صراحت ذکر کرده است؟ زیرا شب پوششی است برای کسی که در قلبش مرض است و برای اشرار. دزدی‌ها و توطئه‌ها و ایجاد مصیبت‌ها و مشکلات، بیش از همه وقت، در شب‌های تیره و تار روی می‌دهد. پس، مقصود از

34