شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

سورۀ ناس

<
>

نمی‌بینی. اما این دغدغه و این تصورات را در خود حس می‌کنی و همین‌ها از عزم تو می‌کاهد و تو ضعیف و ناامید می‌شوی. وسوسه‌ای است نهانی که در سینۀ مردم، چه جن و چه انسان، القا می‌شود؛ شک‌ها و اوهامی که به قلب آدمی راه می‌یابد و در او جای‌گیر می‌شود. همۀ تصورات و تأثرات روانی و درونی، که ما آنها را حس می‌کنیم، وسوسه‌های نهانی‌اند.

(52)هر کدام از ما به روشنی این وسوسه‌ها و افکار و شهوات را حس می‌کنیم. قرآن با روشی علمی و روانشناسانه و تربیتی این مسئله و بیماری را درمان می‌کند. قرآن می‌گوید: ای انسان تو آفریدۀ خداوندی و او می‌داند در درونت چیست، او از رگ گردنت به تو نزدیک‌تر است، خداوند تو و شیطان و جن و انس و وسواس خناس را برای امتحان و حساب آفریده است. او خالق هستی است، آیا پناهگاهی قوی‌تر و استوارتر و منیع‌تر از او می‌یابی تا از دست این وسوسه‌ها به او پناه ببری؟ بنابراین، تا آن هنگام که در درونت تناقض حس می‌کنی و وسوسه‌ها اراده‌ات را سست و تو را آشفته می‌کند و فریبت می‌دهد، «بگو: به پروردگار مردم پناه می‌برم، فرمانروای مردم، خدای مردم.» «بگو: اوست آفریدگارم و پروردگارم، اوست که به من هستی داده و با من است و همراه من، و من تابع مشیت او هستم. چه نیرویی از او قوی‌تر است و کیست که از او تواناتر باشد، چرا به او پناه نبرم؟

(53)عبارتِ «أَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ» هم تعبیری علمی است و هم دینی و تربیتی، زیرا هنگامی که از این وسوسه‌ها و القائات دروغین و فسادآور پناه می‌برم به کسی که از من و این وسوسه‌های نهانی نیرومندتر است، احساس آرامش روحی می‌کنم. این شیوۀ متعارف دین است. مثالی بزنم: همین فال بد زدن عادت زشتی است که در بین ما رواج دارد؛ همین که در راه چشم ما به بزی یا کوزه‌ای خالی بیفتد و یا صدای جغدی بشنویم، از

29