شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

کار اعتقادی و کار اقتصادی

<
>

فهمیده‌اند. مقصود آیه این است که هر فردی توانمندی و شایستگی‌های خود را دارد و از طریق توانمندی‌هایش در بالا بردن سطح دیگران مشارکت می‌کند و دیگران را به خدمت می‌گیرد و نیز، راهبری می‌کند. اگر امروز پزشکی به شما بگوید فلان دارو را بخور و فلان دارو را نخور و فلان کار را در زندگی بکن، تو مطیع او هستی؛ یعنی پزشک در طبابت رهبر توست. درعین‌حال، مهندسی که در طبابت مطیع طبیب است، در ساختمان‌سازی طبیب را راهبری می‌کند. وکیل هم هردوی آنان را در تخصصش راهنمایی می‌کند. پس هرکس بر دیگری در توانمندی‌هایش برتری دارد. معنای این سخن کار تخصصی است. در آیۀ دیگری آمده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ»«132» یا در آیۀ دیگری آمده است که خداوند به تو نزدیک‌تر است: «مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»«133» خداوند در مفهوم اسلامی حق است و حق از جانب خداست. هر انسانی در توانمندی‌هایش حق است و حق از رگ گردنش به انسان نزدیک‌تر است. مثال این موضوع طبیب است. تو به طبیب اجازه می‌دهی که از اسرار تو آگاه شود، اما به برادرت چنین اجازه‌ای نمی‌دهی. تو به طبیب اجازه می‌دهی که محرمت را معاینه کند و چنین اجازه‌ای را به برادرت نمی‌دهی. این بدان علت است که طبیب در طبابتش حق است و تا هنگامی که حق است: «أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»«134» این مفهوم حق و مفهوم توانمندی و شایستگی است، یعنی ثبات واقعی در عالم خارج.

145